۲۵ آبان ۱۳۹۸
 
نوشته شده توسط : mohammad123

رایج ترین کاربرد واژهٔ لیبیدو (زیست مایه) در معنی شور و هوس جنسی است. لیبیدو یا زیست مایه از نظر زیگموند فروید عاملی غریزی است و پر از انرژی در درون نهاد که تمایل به بقا و فاعلیت دارد.به نظر او لیبیدو انرژی روانی-جنسی است.منبع آن اروس یعنی مجموع غرایز زندگی است.لیبیدو با مرگ می‌جنگد و می‌کوشد انسان را در هر زمینه به پیروزی برساند. این نیرو را شهوت نیز می‌نامند. لیبیدو بیش از هر چیز معنای جنسی دارد.

یونگ  لیبیدو را به عنوان غریزهٔ عمومی حیات یا انرژی روانی تعریف می‌کند که برخلاف نظر فروید قابل تقلیل به غریزهٔ جنسی نیست بلکه دربرگیرندهٔ همهٔ کنش‌های انسانی -برای نمونه گرسنگی و میل به تقلید- می‌باشد. به طور کلی لیبیدو به دست طبیعت بین نظام‌های مختلف کنش سرشکن می‌شود و نمی‌توان آن را به طور کامل از این کنش‌ها منصرف ساخت .

کم شدن یا از دست دادن لیبیدو ممکن است ناشی از عوامل عضوی مانند پیری یا بیماری مزمن باشد.تعارض‌های هیجانی هم ممکن است باعث کاهش لیبیدو شوند .در روانکاوی بیش از همه به این نوع دوم لیبیدو توجه می شود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

با وجود اینکه بسیاری معتقدند که عشق یکی از احساسات اصلی انسان است و حتی اصلی ترین احساس انسان نیز می تواند باشد ولی تنها در ۲۰ سال اخیر است که عشق موضوع تحقیقات علمی شده است. به گفته ی زیگموند فروید موضوع عشق در گذشته باقی مانده بود و این نقاشان و نویسندگان جامعه بودند که بابی دوباره در تحقیقات مربوط به عشق در چند دهه های اخیر را گشودند.

از سالهای ۱۹۷۰ به بعد تحقیقات پیرامون تاثیر عشق در سلامت کودکان و حتی بزرگسالان آغاز شد. اما آنچه که مهم است این است که روانشناسان عشق را چه چیزی می دانند؟  با توجه به تحقیقات زیک روبین ، روانشناس اجتماعی عشق سه مالفه دارد: دلبستگی، صمیمت و توجه . با توجه به همین مولفه ها روبین مقیاسی برای ارزیابی سطح علاقه ی افراد به یکدیگر را ساخته است.

آیا عشق یک پدیده ی هورمونی یا زیستی است یا یک پدیده ی فرهنگی و اجتماعی؟

دیدگاه اول ، یعنی دیدگاه زیستی به عشق ، عشق را به عنوان محرک برای انسان می داند. در حالی که برخی اعتقاد دارند که عشق نیز مانند سایر احساسات مثل شادی و خنده ایجاد و ناپدید می شود. و طبق دیدگاه دوم بسیاری از افراد عشق را یک پدیده ی فرهنگی می دانند و اعتقاد دارند که عشق بر اثر فشارهای اجتماعی بوجود می آید. روانشناس و نویسنده لارنس کاسلر می نویسد: من اعتقاد ندارم که عشق در طبیعت انسان ها باشد بلکه این یک فشار اجتماعی است.

اگر عشق یک پدیده ی فرهنگی باشد طبیعتا باید در برخی فرهنگ ها وجود نداشته باشد. در صورتی که اینگونه نیست. تحقیقات نشان داده شده است که عشق یک پدیده ی جهانی است و در همه جای دنیا به یک صورت نمود دارد. همچنین تحقیقات نشان داده شده است که عشق با سطح بالای دوپامین در ارتباط بوده . همچنین نشان داده شده است که مصرف قرص های ضد افسردگی که سطح سروتونین را افزایش می دهد ، سطح دوپامین را به شدت کاهش داده و خطری برای عشق می باشد.

همچنین باید خاطر نشان کرد که درست است که عشق پدیده ای زیستی است ولی این هم عوامل زیستی و هم عوامل فرهنگی است که موضوع عشق را تحت تاثیر قرار می دهند و نباید یکی را به دیگری کاهش داد. در نتیجه درست است که هورمونها در عشق مهم هستند ولی انتظارات و یادگیری های ما که شدیدا فرهنگ بسته هستند در نمود عشق تاثیر گذارند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

هر روز در زندگی با افرادی مواجهه می شویم که در صدد قانع سازی ما هستند. از فروش محصولات خود گرفته تا جذب افراد برای مشاهده ی فیلمی که تازه ساخته شده است. لذا جالب است تا نگاهی به پونگی اقناع سازی بیاندازیم و راههایی که آستفاده می شود را معرفی کنیم. روش های اقناع سازی از ابتدا مورد توجه تجار و بازرگانان و حتی سیاست مداران بوده است. ولی روش های اقناع سازی از زمان تاسیس روانشناسی اجتماعی در قرن بیستم بصورت علمی اغاز شد. گاهی اقناع چنان خوب انجام می گیرد که مخاطب نیازی در خود احساس می کند!

در ابتدا گفته شود که اینها فقط برخی از روش های موجود می باشند و سایر روشها مانند استفاده از پاداش و تنبیه اجتماعی ، تغییر ارزشها و … نیز وجود دارد.

۱- ایجاد یک نیاز : یکی از روشهای اقناع ایجاد یک حس نیاز کاذب و جذاب می باشد. این نو نیاز بیشتر به نیازهای اساسی فرد مثل سر پناه ، زیبا تر شدن ، مسکن واعتماد بنفس و خود شکوفایی گره زده می شود.

۲- در خواست تجدید نظر در ارزشها: یکی از ترفندهای تبلیغات این است که این حس را تلقین کنند که ترزشهای جهان کنونی در حال تغییر است و شما نیاز دارید برای مقبولیت در اجتماع ارزشهای خود را تغییر دهید. در اینگونه اقناع سازی معمولا یم جامعه ی هدف یا یک شخص هدف وجود دارد که سعی می شود تا همرنگی مانند ان صورت پذیرد. به این صورت که شما با خرید محصولات تبلیغ شده می توانید ارزشی به مانند گروه یا شخص هدف شوید.

۳- استفاده از کلمات و تصاویر جهت دار : گاهی اوقات اقناع سازی با استفاده از کلمات و تصاویر انجام می شود.عباراتی مثل جدید، بهبود یافته، ارتقا یافته، کاملا طبیعی و یا نشان دادن تصاویری که افراد محصولات آن کمپانی را بصورت روزمره استفاده می کنند و خیلی هم از زندگی راضی اند.

اینها فقط چند روش اقناع سازی ساده بود. شما روزانه با نگاه کردن به تلویزیون حت برای ساعات کمی می توانید نمونه هایی بسیار از این موارد را چیدا کنید. این روشها در نوع خود بد نیستند و شما نیز می توانید از آنها استفاده کنید.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

فیس بوک، توییتر، مای اسپیس ، دلیشز ، اواتار ، یاهو ، لینک ها و… همگی نام های آشنایی برای شما هستند که امکانات قوی و قدرتمندی در اختیار شما قرار داده اند و هر کدام قوانین خاص خود را دارند. وای ویژگی مشترک همه ی آنها این است که دنیای به این بزرگی و متنوع را برای ارتباط آنقدر کوچک کرده اند که با هر فرهنگی می توانند با هم ارتباط برقرار کنند.

اعتیاد های مختلفی وجو دارد که اعتیاد به اینترنت از پورنوگرافی گرفته تا سرچ خیلی سطی در اینترنت یکی از آنها می باشد. به عبارت دیگر فرد با جست و جو در اینترنت دنبال آرامش و تسکین می باشد که این از مشخصه های اعتیاد است. مانند هر اعتیاد دیگری ما در اینجا با هزینه هایی مواجهه می شویم و آن این است که روابط ما تحت تاثیر قرار می گیرد. مشکل از جایی آغاز می شود که هنوز محققان نتوانستند درک کنند که چرا ما از اینگونه ارتباطات که واقعی نیستند لذت می بریم و این باعث می شود که اینگونه روابط جایگزین روابط واقعی ما شود و مسلما اجتماع را به انزوا خواهد کشاند و مردم با حس هر چه بیشتر اجتماعی شدن در واقع گوشه گیرتر می شوند.

برخی ابهامات :

ساخت واژه ها بسیار چالش برانگیز است ، برای مثال کلمه ی لول برای توصیف خنده ی ما کافی است؟؟ آیا واقعا جایگزینی برای خنده ی افراد که عاملی برای شور و شعف مردم است و برانگیزاننده است می باشد؟

آیا پیامهایی که در شبکات اجتماعی تایپ می شود احساسات و درک واقعی ماست. برای همه پیش آمده است که معمولا کامنتها و پیامهایی متناقض با ادراک خود می نویسیم. حتی در عین انزجار از تصویری مجبور به لایک کردن آن شده ایم. آیا این به سردرگمی خود ما نیز منجر خواهد شد؟ این گونه ابراز کردنها که فقط جنبه ی نوشتاری دارند باعث بوجود آمدن احساسات متناقض حتی درون خودمان می شود و بتعث می شود که ما خود از ارزشهای خود درک صحیحی نداشته باشیم.

استفاده از شبکات اجتماعی برای سلام و احوال پرسی خوب است ولی نه برای موضعات حساس. تصور کنید که با همسرتان دعوا کرده اید. قطعا شما برای صحبت کردن با هم باید پشت یک میز نشته و رو در رو صحبت کنید نه اینکه از اینگونه شبکات برای رفع دعوای خود استفاده کنید. نتیجه استفاده از این گونه شبکه ها فقط بدتر شدن اوضاع است.

حتی زمانی که از شبکات اجتماعی برای تبادل اطلاعات استفاده می کنید باز هم مشکلاتی وجود خواهد داشت. اگر سوالی از فردی بپرسید وآن شخص پاسخ شما را ندهد و یا لزومی نبیند که پاسخ شما را دهد. تصور شما این خواهد بود که او نمی داند یا حمل بر بی ادبی کرده و واکنش شما خصومت باشد. آیا این باعث سرخورگی بی دلیل برای شما نیست؟

همچنین چون در ابراز نظرات خود در شبکات اجتماعی تصویر مخاطب را نمی بینیم در نتیجه تصوری از واکنش او نخواخیم داشت و لذل این باعث می شود که نظراتی بدون تفکر و بدون در نظر گرفتن عواقب آن بدهیم. کلماتی که در زمان ارتباطات ولقعی طوری دیگر و با توجه به بافت زمینه به گونه ای ماثر عمل می کنند در فضای مجازی مطمئن باشید طوری که شما می نویسید ، خوانده نمی شوند.

نتیجه گیری اینکه اگرچه اینترنت فضای خوبی برای نشر اطلاعات است ولی در کاربرد آن در روابط اجتماعی باید احتیاط نمود و مراقب گوشه گیری های ناشی از آن بود. و عامل اصلی تناقضات بوجود آمده ناشی از کاربرد زبان و استفاده از کنایات و ابهامات در دنیای واقعی که جای آنها در شبکات اجتماعی نیست می باشد.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

پارکینسون (Parkinson ) یا PD، برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکتر جیمز پارکینسون در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و بنابراین نام این بیماری هم نام او است .

این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری است اما در جوانان هم دیده می‌شود شیوع آن در تمام مناطق دنیا یکسان است یعنی درصد شیوع بیماری با تغییر در منطقه خیلی فرق نمی‌کند بطور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح کننده ماده‌ای به نام دوپامین (که یک انتقال دهنده عصبی) است رخ می‌دهد. افزایش نسبت استیل کولین به دوپامین در عقده های قاعده ای مغز موجب علائم ترمور، سفتی عضلات و کندی حرکات میشود.

علائم پارکینسون

پارکینسون بر اساس دو علامت یا بیشتر از چهار علامت اصلی بیماری مشخص می‌شود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت، کندی حرکات، سختی و خشک شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل این چهار علامت اصلی را تشکیل می‌دهند.

در مراحل اولیه بیماری، ارتعاش اندام ملایم و معمولاً در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی نیز به درمان ندارد اما با پیشرفت بیماری فردی که دست لرزان خود را در جیب یا پشت خود پنهان می‌کند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش مدام در دست می‌گیرد، دیگر قادر به پنهان کردن لرزشهای شدید اندام به ویژه به هنگامی که می‌خواهد تمرکز بیشتری به خود دهد نیست.

چهار علامت شایع بیماری ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت) آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia) سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن تعادل بد (تعادل ضعیف) در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصاً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می‌شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می‌کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می‌کند. اولین نشانی‌های پارکینسون مجموعه‌ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولاً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می‌شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می‌کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می‌دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهراً احساسات کمی بر چهره نمایان می‌شود) و یا حالت خیرگی چشم (به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این‌ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه‌های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می‌دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده‌اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

درمان

این بیماری درمان قطعی ندارد اما داروهایی مثلاً لوودیا (levodopa) آمانتادین، بی پریدین  و سلژیلین در درمان آن تجویز می‌شود. گاه از جراحی نیز استفاده می‌شود. البته نقش کاردرمانی و فیزیو تراپی در این زمینه بسیار زیاد است زیرا مانع پیشرفت بیماری و محدودیت عملکرد می‌شود. تحقیقات جدید نشان داد خوردن مواد غذایی حاوی نیکوتین مانند فلفل و گوجه فرنگی به کاهش پارکینسون منجر می‌شود. محققان آمریکایی دریافتند: خوردن موادغذایی حاوی حتی یک کمی نیکوتین، مانند فلفل و گوجه فرنگی ممکن است خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش می‌دهد. دکتر «سوزانسیرلس نیلسن» و همکارانش در دانشگاه واشنگتن در سیاتل ۴۹۰ نفر را که به تازگی به بیماری پارکینسون در درمانگاه دانشگاه مغز و اعصاب یا سازمان حفظ سلامت منطقه‌ای تشخیص داده شده بودند را مورد بررسی قرار دادند.

از طرفی دیگر ۶۴۴ نفر از افراد بدون شرایط عصبی به عنوان گروه شاهد مورد استفاده قرار گرفت.

در این تحقیقات، شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌ای در رابطه با رژیم‌غذایی و استفاده از توتون و تنباکو را پر کردند.

محققان دریافتند که مصرف سبزیجات به طور کلی خطر ابتلا به بیماری پارکینسون تأثیر نمی‌گذارد، اما مصرف سولاناسه خوراکی-خانواده گیاه گلدار با برخی از گونه‌های تولید غذاهایی که منابع خوراکی از نیکوتین هستند- خطر ابتلا به بیماری پارکینسون را کاهش داده است. این تحقیقات همچنین نشان داد که فلفل در کاهش بیماری پارکینسون قوی‌تر عمل کرده است. در این مورد سیگار و قلیان که منبع سرشار از نیکوتین هستند کمک قابل توجهی برای پیشگیری از این بیماری می‌کنند. ولی به دلیل خطر ابتلا به بیماری‌های خطر ناک دیگر که توسط سیگار و قلیان در بدن ایجاد می‌شود، استفاده از این دخانیات توصیه نمی‌شود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

استرس و اضطراب در لغت جنبیدن ،لرزیدن، تپیدن، پریشان حال‌شدن، یکدیگرراباچیزی زدن،بهم واکوفتن ، آشفتگی،بی‌تابی،بی آرامی می باشد اینها کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می‌شوند: به طور مثال، به‌هنگام سخنرانی در برابر جمع، به‌هنگام امتحان، به‌هنگام مشکلات مادی، تاُخیر سر یک قرار و … هنگامی که در شرایطی چون شرایط فوق، در سخنان خود از این دو کلمه استفاده می‌کنیم، توجه چندانی به تفاوت موجود میان آن دو نداریم. ولی به طور مثال هنگام سخن گفتن از مشکلات روحی شایع در کودکان و نوجوانان، باید دقیق تر بود و تفاوت میان استرس و اضطراب را به خوبی درک کرد. در روانشناسی، اضطراب مرحلهٔ پیشرفتهٔ استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می‌آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به‌وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند.

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همهٔ انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکل‌ساز است. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد و افراد میان‌سال و سال‌خورده بیشتر دیده می‌شود.

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زیر برمی‌گردد:

  • عوامل زیست شناختی و جسمانی:

در افراد مضطرب، میزان بعضی از هورمون‌های موجود در خون غیرعادی است. بنابراین هر آن‌چه که باعث اختلال در سیستم هورمونی شود، برای بدن خطر محسوب می‌شود. بارداری، کم‌کاری یا پرکاری تیروئید ، پایین بودن قند خون، وجود غده‌ای در غدد فوق کلیوی که هورمون اپی نفرین تولید می‌کند و بی‌نظمی ضربان‌های قلب از این عوامل هستند.

  • عوامل محیطی و اجتماعی:

عوامل اجتماعی و ارتباطی بسیاری باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد می‌شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدایی و طردشدگی،… از عوامل محیطی می‌توان تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ یکی از نزدیکان،… نام برد.

  • عوامل ژنتیکی و ارثی:

یکی از مهم‌ترین عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسیار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و یادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقیقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حیوانات و دوقلوهایی که با هم یا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدین مضطرب به دنیا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی نیز بسیار مؤثرند. با این وجود باور نمی‌رود که ژن به خصوصی در این مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکیب بعضی از ژن‌ها چنین پیامدی را به دنبال دارد. طبق آخرین تحقیقات به نظر می‌رسد که عوامل ژنتیکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از محیط های باز نقش زیادی دارد.

عوامل جانبی مؤثر در ابتلا به اضطراب

  • طبق گفته‌های بعضی از متخصصان، تغذیه ی  نادرست نیز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی از اسیدآمینه، منیزیم، اسید فولیک و ویتامین ب ۱۲، باعث تسریع در ابتلا به آن می‌شوند.
  • استفاده از موتد مخدر و داروهای روان گردان
  • برخی از ضایعه‌های مغزی (که باعث ایجاد علایمی شبیه به علایم اختلل وسواس می‌شوند.)

انواع اختلالات اضطرابی

به طور کلی اختلالات اضطرابی شش نوع هستند که هر کس می‌تواند به یک یا چند نوع از آن دچار شود.

اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر

این حالت در افرادی دیده می‌شود که به‌طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع این نگرانی‌ها می‌تواند بسیار متنوع باشد: نگرانی از بیمار شدن فرزندان، نگرانی از مرگ یکی از آشنایان، نگرانی از ته‌گرفتن غذا،… این حالت به مرحلهٔ مقاومت اترس شباهت دارد و خطر چندانی ندارد.

از علایم آن می‌توان تپش قلب، بی‌قراری، خستگی، بی‌خوابی، تنگی نفس، اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.

اختلال هراس

این افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می‌شوند که معمولاً چند دقیقه یا گاهی بیشتر به طول می‌انجامد. این حملات بسیار اتفاقی، و طوری رخ می‌دهند که عامل تحریک‌کنندهٔ اصلی مشخص نیست. افراد مبتلا به این نوع اضطراب اغلب جوان هستند.

احساس تنگی و فشردگی در قفسهٔ سینه، تپش شدید قلب، عرق کردن، لرزش، گیجی، احساس از دست‌دادن تعادل،… از علایم آن هستند؛ ولی این علایم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می‌کنند دچار سکته ی قلبی شده‌اند و می‌ترسند که بمیرند.

ترس های ساده یا اختصاصی

ترس های خاص شایع‌ترین نوع ترس مرضی است که طی آن فرد از مواجهه با بعضی موقعیت‌ها، فعالیت‌ها یا اشیاء اجتناب می‌کند، مانند بعضی از حیوانات (عنکبوت، موش، مارمولک،…)، بلندی، دریا، خون، مرگ،… هر چیزی می‌تواند باعث این نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکانهای بسته ، ترس از اجتماع و ترس از مکانهای باز  (که افراد مبتلا به آن از حضور در فضای باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محیط منزل خودداری می‌کنند. این اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می‌شود، ولی سابقهٔ آن می‌تواند به دوران کودکی و تجربهٔ اضطراب جدایی در آن زمان برگردد.) از این نوع اضطراب هستند.

اختلال اضطراب اجتماعی

این نوع ترس در اواخر کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می‌شود و ترس و شرمساری از اشتباه کردن، صحبت کردن در جمع، غذا خوردن، سرخ شدن یا لرزش صدا و… در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. این حالت اضطراب مانع شناخت افراد جدید می‌شود و فرد را به انزوا و گوشه‌گیری می‌کشاند.

اختلال وسواس

در این حالت فرد افکار یا اعمالی را برخلاف میل خود تکرار می‌کند. این بیماری می‌تواند به صورت وسواس فکری یا وسواس عملی یا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فکری، فرد قادر نیست فکر، احساس یا عقیده‌ای تکراری و مزاحم را از ذهن خود بیرون کند. افکار وسواسی می‌توانند بسیار ناراحت کننده، وحشت‌آور یا وحشیانه باشد. افکار وسواسی می‌توانند باعث شوند که فرد به سمت عادات وسواسی گرایش پیدا کند، یعنی عمل یا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی). مانند شستن مکرر دست‌ها، بالا کشیدن بینی،… اعمال وسواسی هیچ‌گونه توجیه منطقی ندارند.

اختلال تنش‌زای پس از رویداد

اختلال اضطراب پس از ضربه را به نام سندرم موج انفجار نیز می‌شناسند. این حالت مربوط می‌شود به حادثه‌ای (از قبیل جنگ، تصادفات شدید، سوانح طبیعی،…) که با استرس شدید هیجانی همراه است و شدت آن می‌تواند به هر کسی آسیب برساند. یک‌دوم افرادی که دچار چنین استرس شدیدی می‌شوند علایم مربوط به آن را (مانند خوابهای تکراری، خاطراتی مبهم ولی فراگیرنده، از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شدید،…) پس از گذشت حدود سه ماه از دست می‌دهند. هرچه اقدام‌های لازم برای درمان زودتر انجام گیرد، احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می‌شود. در صورتی که این حالت بیش از چند ماه طول بکشد، احتمال این که تا آخر عمر با فرد باقی بماند بسیار زیاد می‌شود.

اضطراب در کودکان و نوجوانان

تشخیص اضطراب و درمان آن در کودکان و نوجوانان بسیار مهم است، چون شخصیت آنان طی این دوره شکل می‌گیرد. بسیاری از کودکان زمانی که در شرایط جدیدی قرار می‌گیرند، دچار اضطراب می‌شوند و واکنش‌های متعددی را از خود بروز می‌دهند ( لکنت زبان، آویزان شدن به پدر و مادر، خجالتی شدن، جویدن ناخن، …). وظیفهٔ والدین در این موقعیت این است که با او با صبر و حوصله بر خورد کنند و به او اعتماد به نفس لازم را برای مواجهه با آن شرایط بدهند. تشویق والدین در ارتباط بر قرار کردن فرزندان با محیط خارج از خانه و افراد غیر فامیل بسیار مؤثر است. بسیاری از والدین از این احساس فرزندشان تا روزی که به مشکل برخورند (مثل اولین روز مدرسه) بی اطلاع هستند. یکی از شایع ترین دلایل دل درد و حالت تهوع که در کودکان دبستانی دیده می‌شود، ترس و اضطراب آن‌ها از مدرسه است. نگرانی پدر و مادر ( از ورود تازهٔ کودک به مدرسه، وضعیت درسی او و …) باعث انتقال آن به فرزند می‌شود و اضطراب او را افزایش می‌دهد. از اختلالات اضطرابی شایع در کودکان می‌توان اضطراب اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدایی را نام برد.

با بزرگ شدن کودک و پا گذاشتن به دوران نوجوانی ممکن است اختلالات اضطرابی جدیدی در او پدید آید. در این زمینه می‌توان به عوامل زیر اشاره کرد:

  • اضطراب ناشی از پذیرفته نشدن از جانب همسالان

نوجوانان در این مرحله از زندگی خویش به شدت به همسالان خود گرایش دارند و به دنبال برقراری ارتباط و دوستی با آنان هستند. والدین باید نیاز طبیعی مورد توجه همسالان قرار گرفتن فرزندشان را درک کنند و برای دوستان او احترام قائل باشند. همچنین حفظ اعتبار و شخصیت نوجوان در مقابل همسالان بسیار مهم است. ترس از برقرار کردن روابط عاطفی و اجتماعی و سرزنش‌های والدین در انتخاب دوستان به دلیل متفاوت بودن فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش‌های خانواده ها، باعث اضطراب در نوجوان می‌شود. برای جلوگیری از پنهان کاری، پدر و مادر باید در زمان مناسب و با منطق و ملایمت او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرت‌ها کنند.

  • تغییرات جسمی

نگرانی و اضطراب در این مورد می‌تواند ناشی از دیررسی یا زودرسی بلوغ، احساس خجالت، نا آگاهی و یا ترس از شرایط جدید و ناتوانی در تطابق دادن رفتار خود با این شرایط باشد. برای جلوگیری از اضطراب، پدر و مادر یا مربیان باید به طور مناسب و شایسته، نوجوان را (قبل از پیدایش علایم ثانویهٔ بلوغ) در جریان مسائل مربوط به تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند.

  • بروز رفتارهای پرخاشگرانه

مخالفت با افراد مختلف در خانه و یا خارج از آن، از خصوصیات بعضی از نوجوانان است که ممکن است با پرخاشگری کلامی یا غیر از آن همراه باشد. عدم توانایی کنترل این رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب در بسیاری از نوجوانان می‌شود. برای جلوگیری از این حالت، تربیت مناسب والدین، مقاوم ساختن فرزند در برابر سختی‌ها از دوران کودکی و ایجاد امنیت روانی می‌تواند مؤثر واقع شود. امر و نهی‌های غیر اصولی و محدودیتهای بی مورد در کسب استقلال و آزادی، باعث تحریک عصبانیت و خشم‌های کنترل نشده در نوجوانان می‌شود. والدین باید به نوجوان بیاموزند که به هنگام خشم، منطقی برخورد کند و بدون توهین و تحقیر دیگران عواطف خود را بیان کند. همچنین باید به او بفهمانند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود او با دیگران است.

  • ترس از مستقل شدن

یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوانان داشتن استقلال و آزادی است. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان باعث اضطراب می‌شود. از جمله مشکلاتی که طی دستیابی به استقلال در نوجوانان دیده می‌شود، تضاد و دوگانگی است. یعنی نوجوانان با این که می‌خواهند و می‌دانند که باید مستقل شوند، از استقلال می‌ترسند. ناآگاهی از وضعیت پس از استقلال، یکی از دلایل اصلی این امر است. برای جلوگیری از ابتلا به اضطراب و دوگانگی، والدین باید به نوجوان اعتماد به نفس و جرأٔت تجربه کردن دهند و برای او امنیت روانی فراهم کنند. دادن مسئولیت و فرصت به نوجوان و اجازهٔ اظهار نظر و تصمیم دربارهٔ امور مربوط به خود، بدون تنبیه و تحقیر او به خاطر اشتباهاتش، باعث می‌شود تا او از خطا هایش عبرت بگیرد، راه‌های مختلف زندگی را بیاموزد و برای مستقل شدن آماده شود.

چند نکته و راه‌های پیشگیری از اضطراب

برای جلوگیری از اضطراب راه‌های مختلفی وجود دارند . می‌توان موارد زیر را مثال زد:

  • رژیم غذایی سالم

استفاده از غذاهای متنوع و حاوی انواع مواد لازم به میزان متعادل در حفظ سلامت بدن نقش اساسی دارد.

  • فعالیت بدنی به طور منظم

ورزش کردن به خصوص به طور منظم یکی از راه‌های پیشگیری و درمان اضطراب است. پیاده روی تند و سریع به مدت ۴۰ دقیقه میزان اضطراب را به طور متوسط تا ۱۴% کاهش می‌دهد. به علاوه، ورزش کردن باعث بالا رفتن کارایی دستگاه تنفسی و گردش خون، حفظ تعادل وزن و شادابی فرد می‌شود. ورزش هایی نیز چون یوگا باعث افزایش آرامش می‌شوند و در جلوگیری از اضطراب بسیار مفیدند.

  • افزایش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بالا باعث می‌شود تا بدن بتواند از حداکثر از نیروی خود برای مقابله با استرس استفاده کند.

  • عدم گوشه نشینی و اجتماعی بودن

هنگامی که افراد دچار فشار روانی می‌شوند، به طور غریزی از صحنه عمل و اجتماع کنارکشیده و به گوشه ای پناه می‌برند، در حالی که گوشه‌گیری باعث تشدید استرس می‌شود. ارتباط با افراد و دوستان، به خصوص کودکان که می‌توانند فرد را به خنده وادارند، باعث از یاد رفتن نگرانی حتی برای مدتی کوتاه می‌شود.

  • حمایت اجتماعی

وجود حمایت اجتماعی در زندگی هر فرد باعث می‌شود تا او در مقابل بحران‌های زندگی برای دفاع از خود سپری داشته باشد که به آن تکیه کند. حمایت اجتماعی، احساس امنیت و اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد و فرد را در مقابل استرس و فشار روانی مقاوم تر می سازد.

  • اندیشیدن به زمان حال

اندیشیدن به زمان حال و کنار گذاشتن رؤیاها و آرزوها برای موقعیت‌های مناسب تر آرامش ذهنی را افزایش می‌دهد. همچنین مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمینه‌های اضطرابزای آن بسیار مؤثر است.

  • کسب اطلاعات در مورد شرایط تنش زا

بی اطلاعی از موقعیت فشارآور باعث استرس و اضطراب بیش تری در افراد می‌شود. کسب آگاهی و اطلاع از شرایط و مواردی فرد که با آن‌ها مواجه خواهد شد سبب می‌شود که کمتر دچار نگرانی و دلواپسی شود. به طور مثال در جریان گذاشتن بیماران از نحوهٔ عمل و دردهای پس از آن باعث می‌شود تا آنان کمتر دچار اضطراب شوند.

  • خندیدن

خنده از سالمترین راه‌های جلوگیری از فشار روانی است. به هنگام خنده هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می‌شود) در مغز آزاد می‌شود و میزان هورمونهای استرس زا در خون پایین می‌آید.

  • ابراز هیجان بر روی کاغذ

نوشتن سادهٔ هیجانات و احساسات بر روی کاغذ موجب تسکین فشارهای روانی ناشی از رویدادهایی چون از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی و … می‌شود.

درمان اضطراب

بعضی از موارد اضطراب اصولاً بیماری نیستند و بدون نیاز به پزشک می‌تواند درمان شود. به این موارد، اضطراب طبیعی می گویند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل و برطرف می‌شود (مثل اضطراب ناشی از امتحان). اضطراب طبیعی می‌تواند با روشهایی از قبیل حمام گرفتن به مدت طولانی، تنفس عمیق، صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد، استراحت در یک اتاق تاریک و … تحت کنترل درآید.

مراجعه به پزشک زمانی ضروری می‌شود که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) را به او پیشنهاد می‌کند. از داروهایی که امروزه برای درمان اضطراب مورد استفاده قرار می‌گیرند می‌توان فلوکستین ( پروزاک) ، داروهایی از خانوادهٔ بنزودیازپین ها (برای مدت کوتاه)، سرتالین  و … را مثال زد. درمانهای دارویی گاه در برخی بیماران دارای عوارضی هستند . از بین درمانهای غیردارویی می‌توان تن آرامی  , حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی،  بیوفیدبک و… را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا آماده کند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

به تصویری که از خود در ذهن خود دارید رجوع کنید . شما چه ویژگی هایی دارید؟ مهربان، تنبل، درس خوان، برون گرا، بر خو. پژوهشگران روانشناسی شخصیت تلاش کرده اند تا صفات شخصیتی را که وجود دارد را معرفی کنند و ابعاد آن را معرفی کنند. مثلا گوردون آلپورت بیان می کند که ۴۰۰۰ صفت شخصیتی مختلف وجود دارد. و یا هانش ایزنک پیشنهاد می کند که ۳ صفت شخصیتی وجود دارد.

نظریه ی صفات در روانشناسی شخصیت بیان می کند که شخصیت افراد از صفات گسترده تشکیل شده است. برای مثال مهربان ، پرخاشگر یا پر انرژی و …  فقط چند صفت از بین هزاران صفت بیان شده هستند.

در زیر برخی از نظریات مهم این رویکرد را در روانشناسی شخصیت نام می بریم.

گوردون الپورت : ۴۰۰۰ صفت

گوردون آلپورت، روانشناس معروف بیان می کند که بیشا از ۴۰۰۰ صفت را می توان برای شخصیت بیان نمود که انها را در ۳ گروه تقسیم بندی می کند. صفات اصلی ، صفات مرکزی و صفات ثانویه . صفات اصلی صفاتی هستند که در موقعیتهای مختلف زندگی فرد نمایش داده می شود و در اکثر رفتارهای فرد غالب است.

صفات مرکزی صفاتی هستند که تمایل دارند تا در طول زندگی ثابت بمانند . بسیاری از نظریات شخصیتی روی این بعد تمرکز دارند. این صفات به عنوان ستون بندی شخصیت معرفی شده اند.

صفات ثانوی ، صفاتی هستند که در شرایط خاصی ظهور پیدا می کنند. و ممکن است در طول زمان تغییر کنند.

کتل : ۱۶ صفت

پس از آلپورت ریموند کتل این لیست گسترده را به ۱۶ صفت کاهش داد. کتل این کار را با تحلیل های آماری و روش تحلیل عاملی انجام داد. به این صورت که صفاتی که همبستگی بالایی با هم دارند یکی در نظر گرفته می شوند. برخی از  ۱۶ صفت کتل عبارتند از : دلهره ، ثبات هیجانی ، پذیرش تغییر ، اعتماد بنفس و تغییر می باشد. همچنین او بیان می کند که افراد می توانند در هر یک از صفات در بالاترین حد آن یا پایین ترین حد ان و یا در میانه ی آن صفت باشند.

هانس آیزنگ : ۳ صفت

آیزنگ با جمع آوری بسیاری از صفات در انتها بیان کرد که تنها  ۳ بعد اصلی وجود دارد . او با انتقاد بر کتل بیان کرد که فهرست کتل شامل بسیاری از صفات مشابه می باشد و شخصیت افراد را می توان با توجه به دو عامل توضح داد. عامل درون گرایی/برون گرایی و عامل ثبات عاطفی / بی ثباتی عاطفی . او بعد ها یک بعد دیگر به نام روان را به دو عامل خود افزود که گرایش فرد به رفتارهای سایکوتیک را نشان می دهد.

دیدگاه معاصر : ۵ عامل بزرگ

امروزه یکی از محبوب ترین نظریات صفات نظریه ی پنج عاملی کوستا و مک ری می باشد که از ان به عنوان پنج عامل بزرگ یاد می شود. این پنج عامل عبارتند از : برون گرایی ، سازگاری ، وظیفه شناسی ، روان رنجوری و باز بودن به تجربیات .

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

بیماری آلزایمر نوعی بیماری در افراد مسن است که موجب زوال عقل و همچنین زوال پیشرونده ی حافظه می شود. زوال عقل زوال کارکرد عقلانی و چنان حاد است که زندگی روزمره ی فرد را مختل می کند. زوال حافظه در بیماری آلزایمر را می توان با مقایسه های تصویری با افرادی که دچار آلزایمر نیستند مشاهده کرد.
این بیماری در آغاز توسط الویس آلزایمر در سال ۱۹۰۷تشخیص داده شد. این بیماری نوعا بر اساس زوال کارکرد فکری در زندگی روزمره شناسایی می شود. مغز کسای که دچار این بیماری شده اند پلاکها و پیچهایی دارد که در افراد عادی دیده نمی شود. پلاکها رسوبات غلیظی هستند که در خارج از سلولهای عصبی مغز دیده می شود . پلاکها ساختارهایی کروی با هسته ی غلیظی از پروتئین امیلویید – بتا هستند. پیچها رشته های زوجی هستند که دور هم پیچیده اند. پیچ در بدنه ی سلول و دندریت سلولهای عصبی دیده می شودو غالبا یک رشته را دارد. بیماری آلزایمر زمانی تشخیص داه می شود که حافظه دچار اختلال شده باشد و حداقل فرد در یک حوزه مانند زبان ، حرکت ، توجه یا کارکردهای اجرایی یا شخصیت ویا بازشناسی شی دچار نقص شده باشد. پیشرفت علائم مداوم و برگشت ناپذیر است. اگر چه پیشرفت بیماری برگشت ناپذیر است ولی می توان آن را کند نمود.
داروی عمده ای که در حال حاضر برای این منظور مورد استفاده قرار می گیرد آریسبت نامیده می شود. تحقیقات نشان داده است که این دارو تا حدی می تواند روند بیماری را کند نماید. داروی دیگری که جدیدتر است ممانتاین است که به نام تجاری نامندا معروف است که می تواند مکملی برای آریسبت باشد. این دو دارو سازو کارهای متفاوتی دارند. آرسیبت نابودی ناقل عصبی استیل کولین را در مغز کند می نماید. ممانتاین نیز مانع ماده ای شیمیایی می شود که سلولهای مغز را بیشا از حد تهییج می کند. و منجر به آسیب و مرگ سلول می شود.
وقوع آلزایمر با افزایش سن بخ صورت تصاعدی افزایش می یابد. وقوع آن در سنین ۷۰ تا ۷۵ سالگی ۱ در صد در سال است . اما در فاصله ی سنین ۸۰ تا ۸۵ سالگی وقوع آن به بیش از ۶ درصد می رسد . در سن ۷۰ سالگی ۳۰ درصد بزرگسالان علائم آلزایمر را نشان می دهند و در سنین ۸۰ سالگی این درصد به ۵۰ می رسد.
نوع خاص بیماری آلزایمر نوع خانوادگی یا آلزایمر زود رس است که با جهش ژنتیکی مرتبط شناخته شده است. افرادی که دچار جهش ژنتیک هستند همیشه دچار این بیماری هستند. این جهش باعث می شود که بیماری خیلی زود غالبا قبل از ۵۰ سالگی اتفاق بیفتد. . نوع دیگری از آلزایمر که غالبا دیر اتفاق می افتد ناشی از تاثیر عوامل بسیار پیچیده و گوناگون ژنتیکی و محیطی است که هیچ یک به طور کامل شناخته نشده اند.
نشانه ی اولیه ی بیماری آلزایمر نوعا شامل اختلال در حافظه ی رویدادی است. این افراد در یادآوری چیزها و اتفاقاتی که در یک بستر زمانی و فضایی خاصی اتفاق افتاده اند دچار مشکل هستند. با مرور زمان حافظه ی معنایی نیز به رو به زوال می گذارد. همچنین افراد دچار بیماری آلزایمر در یاد آوری اتفاقات دارای هیجان و فاقد هیجان هیچ گونه تفاوتی از خود نشان نمی دهند. همچنین اشکال حافظه ی ضمنی در بیماری آلزایمر آسیب نمی بیند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

رویاها می توانند عجیب و غریب و گیج کننده و یا حتی سرگرم کننده باشند. آیا تا به حال رویاهای خود را برای کسی بازگو کرده اید و متوجه شده اید که بسیاری از مردم رویاهای مشابهی دارند؟ به گفته ی کالوین هال ، پژوهشگر رویا که به بررسی محتوای بیش از ۱۰۰۰۰ رویا پرداخته است ، محتوای رویا ها بیشتر نگرانی در مورد زندگی ، کار، پول، درس  ، خانواده ، دوستان و کمی هم سلامتی می باشد. آنچه محققین دریافته اند این است که تم خواب در فرهنگ های مختلف مشابه است. مواردی از جمله در حال تعقیب بودن ، در حال سقوط بودن و یا برهنه بودن در جمع که بطور شگفت آوری در بین همه ی فرهنگ های دنیا یکسان بوده است.

محققان در مورد رویا چه چیزهای دیگری فهمیده اند؟

– افراد در مورد حوادث منفی زندگی نسبت به حوادث مثبت بیشتر امکان دارد تا رویا ببینند. برای مثال افراد احتمال اینکه خواب یک تصادف را ببینند بیش از صحنه ی آشنایی با یک فرد عزیز است.

– محرک های بیرونی در رویا تاثیر گذار هستند. برای مثال فردی که در یک اتاق داغ بخوابد احتمال زیادی دارد که خود را در یک سونای داغ یا یک صحرای خیلی داغ مشاهده کنید. و یا اینکه فردی که شب ادارار می کند بسیار شایع است که خود همان صحنه ی ادرار را در خواب بصورت دیگری مشاهده کند.

– رویای مردان بیشتر شامل تجاوز و پرخاشگری است در حالی که زنان بیشتر صحنه هایی که مورد تجاوز و حمله قرار گرفته اند را مشاهده می کنند.

رویاهای مشترک در فرهنگ های مختلف

در یک مطالعه که بین آمریکایی ها و ژاپنی ها صورت گرفت محققان دریافتند که :

– در حال تغییر بودن و مورد حمله قرار گرفتن در بین دانش آموزان آمریکایی و ژاپن ها مشترک بود.

– بقیه ی مواردی که بیشتر خواب دیده می شود سقوط، حوادث مدرسه و از ترسیدن است.

– از مواردی که در بین دو جنس فرهنگ های مختلف نیز یکسان بود مرگ افراد زنده و مرگ افراد عزیز زندگی فرد بوده است.

– در کمال تعجب برخی مشترکات فرهنگی نیز شامل پرواز کردن، رد شدن در امتحان و برهنگی می باشد.

بنابراین بسیاری از خوابهایی که شما برای خود عجیب می انگارید و گاهی در مورد آن نگرانی دارید در بسیاری از فرهنگ ها نیز مشترک است و محتوای عجیب و غریب بودن آن طبیعی می باشد و با مسائل روز مره ی زندگی در ارتباط است.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

خودشکوفایی ( self-actualization) اصطلاحی در رواشناسی انسانگرایانه  و به معنی محقق ساختن حداکثر توانایی‌های بالقوهٔ فرد توسط خودش است. خودشکوفایی به این پدیده اشاره دارد که انسان‌ها تمایل دارند فراتر از نیازهای اولیه خود یعنی همان نیازهایی که در هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو فهرست شده پیشرفت کنند. انسان‌ها می‌کوشند از طریق خودشکوفایی، از امکانات به شیوه‌ای بهینه استفاده کرده و تمامی استعدادهای پنهان خود را شکوفا کنند، حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که آبراهام مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

معیارهای خودشکوفایی

به باور آبراهام مزلو، انسان خودشکوفا و برخوردار از سلامت روای باید این معیارها را رعایت کند:

  • نامعلوم بودن آینده را تحمل کند و واقعیات را به صورتی کارآمد مشاهده و مطالعه کند
  • خود و دیگران را همان‌طور که هستند بپذیرد
  • رفتار و اندیشه‌ای خودجوش داشته باشد و دائماً در حال کنترل و رعایت تعارفات و قید و بندهای تحمیل‌شده از سوی محیط نباشد
  • به جای خودمحور بودن، مسئله‌محور باشد (به دنبال راه حل مسائل باشد)
  • اهل شوخی و خنده باشد
  • فعالیت زیادی داشته باشد
  • زیر بار ارزش‌ها و رفتارهایی که فرهنگ غالب از او طلب می‌کند نرود اما به طور عمدی هم به دنبال غیرمتعارف بودن نباشد
  • دغدغه بهبود زندگی بشریت را داشته باشد
  • ارزش تجربیات ساده زندگی را به خوبی بداند
  • به جای داشتن تماس‌های زیاد با افراد بسیار، رابطه‌ای عمیق و رضایت‌بخش با چند نفر ایجاد کند
  • نگاهی منطقی به زندگی داشته باشد.
  • منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
 
   
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.