۵ آبان ۱۳۹۷
 
نوشته شده توسط : mohammad123

برای ما خیلی پیش آمده که این دو را به جای هم به کار برده ایم. ولی احساس می کنم حداقل برای ما که روانشناس یا مشاور هستیم درست نیست که این دو رو به جای هم بکار ببریم چرا که تفاوت های اساسی بین این دو زمینه وجود داره و به نظر تنها وجه شبه این دو راهنمایی کردن شخصی که در روبروی آنها نشسته است می باشد.

اولن و اساسی ترین تفاوت روانشناسی و مشاوره به بعد زمانی اشاره داره: یعنی اینکه روانشناس برای مشکل یا عواملی که در گذشته برروی فرد داشته تاکید می کنه ولی مشاوره اینده نگر هست و معمولا به انتخاب های افراد مربوط می شود. به این صورت که یک مشاور فرد را برای تصمصم گیری بین دو یا چند انتخاب برای آینده راهنمایی می کند.

دومین تفاوت اصلی بین مشاور و روانشناس این است که شخصی که به مشاوره مراجعه می کند، مراجع نام دارد لذا شخصیست که سالم است ونیاز به راهنمایی دارد ولی شخصی که به روانشناس مراجعه می کند از اختلالات روانی رنج می برد و نیازمند مداخله می باشد.

در کتب روانشناسی آمده که مشاوران معمولا وظایف روانشناسان بالینی را انجام می دهند ولی با مشکلاتی سرو کار دارند که از وخامت کمتری برخوردارند!

مشاوران بیشتر با دانش آموزان و دانشجویان و افرادی که نیازمند راهنمایی در انتخاب همسر می باشند سروکار دارند. و همچنین افرادی که نیازمند برنامه ریزی می باشند و برای انتخابهای آینده ی خود دچار فشار هستند.

بنابراین از اشخاص آکادمیک انتظار می رود تا واژه های تخصصی را به جا به کار برند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : شنبه, ۵ آبان ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

زیست شناسان اجتماعی، نوعدوستی را رفتاری می دانند که توفیق فرد انجام دهنده آن را در تولید مثل کاهش داده و این توفیق را در فرد دریافت کننده رفتار نوعدوستانه افزایش می دهد. طبق نظریه سنتی داروینی نوعدوستی نباید در طبیعت روی دهد زیرا طبق تعریف، فرایند انتخاب، علیه صفاتی عمل می کند که اثر آنها کاهش بازنمایی خود در نسل های بعدی است؛ با این حال، یک دسته رفتارهای نوعدوستانه در پستانداران وحشی و نیز در انسانها دیده می شود. نوعدوستی به یک معنا نوعی خودخواهی، منتها در سطح ژنی است، نه در سطح فردی. نمونه های شناخته شده نوعدوستی را در آن دسته زنبورها، زنبور عسل، و مورچه های ماده می بینیم که طبقه کارگر را در این انواع تشکیل می دهند. آنها عقیم اند و تولید مثل نمی‌کنند، امّا برای توفیق ملکه در تولید مثل، نوعدوستانه کار می کنند.

مکانیسم احتمالی دیگر برای ایجاد نوعدوستی در روند تکامل، انتخاب گروه است. گروه های دارای افراد نوعدوست، موفق تر از گروههایی هستند که تماماً از افراد خودخواه تشکیل شده اند. در نتیجه گروههای نوعدوست دوام می آورند و گروههای خودخواه از دور خارج می شوند و به این ترتیب نوعدوستی در روند تکامل باقی می ماند. درحالی که گروههای نوعدوست از روند تکامل سربلند بیرون می آیند، در داخل هر گروه، افراد نوعدوست در وضعیتی بسیار نامساعدتر از اعضای خودخواه گروه به سر می برند.

منبع

کاپلان، هارولد، و سادوک، بنیامین. چکیده روانپزشکی بالینی. ترجمهٔ فرزین رضاعی. تهران: انشارات ارجمند. جلد اول

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

در زیر فقط نمونه هایی از حیطه های روانشناسی اجتماعی که روانشناسان علاقه دارند به مطالعه ی آنها بپردازند، اورده شده است.

۱- شناخت اجتماعی:

شناخت اجتماعی به پردارش، ذخیره سازی و کاربرد اطلاعات اجتماعی اشاره دارد. این دسته از نطالعات بیشتر بر روی طرح واره ها متمرکز است. طرحوارها به ایده های کلی ما در رابطه با جهان اشاره دارد( چه چیزی و چگونه). طرح واره ها به ما اجازه می دهند تا هر چیزی که اطرافمان است را تفسیر کنیم. طرح واره ها با هم ارتباطاتی برقرار می کنند که نقش مهمی در زندگی اجتماعی ما ایفا می کنند.

۲- نگرش و تغییرات نگرش:

نگرش از ذیگر حیطه های مطالعاتی روانشناسان اجتماعی است. روانشناسان اجتماهی علاقمندند تا بدانند نگرش چگونه بوجود می اید، توسعه می یابد و تغییر می کند. پژوهشگران ۳ عنصر برای نگرش ها نام می برند: جزء عاطفی، جزء رفتاری و جزء شناختی که بطور خلاصه ABC نامیده می شود.

۳- خشونت و پرخاشگری:

چه چیزی باعث خشونت می شود؟ روانشناسان اجتماعی علاقمندند تا بدانند خشونت و پرخاشگری چگونه بوجود می آید. تحقیقات به این سمت بیشتر شامل تاثیرات محیطی و تاثیر رسانه ها می باشد. روانشناسان اجتماعی بیشتر به نقش یادگیری اجتماعی در این زمینه اشاره می کنند.

۴- رفتارهای فرا اجتماعی:

رفتارهای نوع دوستانه یا فرا اجتماعی از دیگر زمینه های پژوهشی در روانشناسی اجتماعی است. این گونه رفتارها شامل کمک و همکاری است. چرا مردم به دیگران کمک می کنند؟ این در حالی است که در بسیاری دیگر از موارد نیز از کمک کردن خودداری می کنند! اثر دیگران در این زمینه یک موضوع تحقیقاتی است.

۵- تعصب و تبعیض:

تعصب، تبعیض و کلیشه در هر گروهی وجود دارد. روانشناسان اجتماعی به ایتگونه مقوله بندی ها بسیار علاقمندند. تعصب چگونه شکل می گیرد یا چرا کلیشه ها با وجود شواهد خلاف، به قوت خود باقی می مانند؟ اینها تنها بخشی از سوالاتی است که روانشناسان اجتماعی به دنبال پاسخگویی به آنها هستند.

۶- خود و هویت اجتماعی:

برداشت ما از هویت اجتماعی و خودمان یکی دیگر از زمینه های تحقیقاتی در روانشناسی اجتماعی است. تعاملات اجتماعی چگونه برداشتمان از خودمان را تغییر می دهند؟ چگونه اعتماد به نفس ما تحت تاثیر گروه قرار می گیرد؟ چگونه ابراز خود در گروه می تواند به عزیت نفس ما کمک کند؟ اینها سوالاتی است که روانشناسان اجتماعی در پی پاسخ آنها هستند.

۷-رفتار گروه:

رفتار گروه یک حوزه ی وسیع مطالعاتی در روانشناسی اجتماعی است. اکثر افاد می دانند که رفتار گروهی متفاوت از رفتار فردی است. برخی از رفتارهای گروهی مثبت و برخی درگر منفی هستند. روانشناسان اجتماعی بیشتر به دنبال تحقیق در رابطه با پویایی گروه، تصمیمات گروهی ، درگیری و نفوذ گروهی هستند.

۸- نفوذ اجتماعی:

نفوذ اجتماعی مسائلی مانند، روانشناسی ترغیب، تاثیر همسالان، انطباق و اطلاعت و… را در برمی گیرد. روانشناسان اجتماعی راه های برای مقابله با این نفوذ اجتماعی پیدا کرده اند.

۹- روابط بین فردی:

روابط بین فردی نقش مهمی در شکل دادن به افکار، نگرش ها و رفتار بازی می کند. روانشناسان اجتماعی علاقمندند تا بدانند روابط بین فردی چگونه بر دلبستگی، علاقه و عشق و جاذبه تاثیر می گزارد. روابط نزدیک و همرنگی چگونه رخ می دهد؟ این روابط بین فردی چقدر مهم هستند؟ اینها فقط بخشی از سوالاتی است که رواشناسان اجتماعی به دنبال پاسخگویی به انها هستند.

همچنین تحقیقات جدیدتر بر پایه های زیستی این مفاهیم تاکید دارند که با رویکرد شناختی به مطالعه ی مسائل روانشناسی اجتماعی می پردازند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
 
 
 
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.