۵ آذر ۱۳۹۷
 
نوشته شده توسط : mohammad123

شی‌انگاری خود(Self-Objectification) واژه‌ای است در فلسفه و روانشناسی، و به این معناست که فرد بیشتر از دیدگاه سوم شخص درباره بدن خود می‌اندیشد وآن را ارزیابی می‌کند. در نتیجه بر صفات «قابل مشاهده» از وجود خود تاکید کرده و به عبارت دیگر سوالش این است: «من چگونه به نظر می‌رسم؟». وی کمتر به دیدگاه اول شخص توجه می‌کند که قاعدتاً تاکید آن باید بر صفات اول شخص و« نامشهود» و یا ممتاز وجود او باشد، تا سوالش به طور مثال این باشد: «من چه احساسی دارم؟». این وضعیت شناختی در زنان بیشتر از مردان مشاهده شده است.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : دوشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

نشانگان مونچهاوزن یا سندرم مونشهاوزن نوعی از اختلال ساختگی است که در آن بیمار یک شرح دقیق و باورکردنی و اغلب دراماتیک از یک بیماری حادّ می‌دهد که همراه با وانمود به علائم و نشانه‌های بالینی است. این اختلال که نام خود را از بارون فون مونچهاوزن آلمانی، نویسنده داستانهای پرحادثه و سفرهای ماجراجویانه در قن ۱۸ گرفته‌است، با اسامی متعدد دیگری نیز مشخص شده‌است، از جمله این اختلال را: اعتیاد بیمارستان (hospital addiction)، اعتیاد به جراحی متعدد (polysurgical addiction) و عارضه بیمار حرفه‌ای (professional patient syndrome) نیز نامیده‌اند که اینها فقط نمونه‌هایی از نام گذاری‌های متعدد آن است.

عارضه مونشاوزن که در دسته اختلالات ساختگی قرار می‌گیرد، در این اختلال بیمار برای جلب توجه یا همدردی دیگران، شروع می‌کند به تظاهر به داشتن بیماری یا ناخوشی خاصی که وجود خارجی ندارد، او اگر علایمی از بیماری داشته باشد، در آنها غلو می‌کند، طوری که پزشکان شک می‌کنند و انواع آزمایش‌ها را برای بیمار درخواست می‌کنند.

بعضی از کسانی که این مشکل را دارند، در مورد بیماری‌های تحقیق زیادی می‌کنند تا منطبق بر یک بیماری، علایم و نشانه‌هایش را ابراز کنند. آنها سابقه بستری‌های طولانی‌مدت و حتی عمل‌های جراحی متعدد هم دارند.

سندرم مونچاوزن از اختلال دیگری به نام خود بیمارانگاری یا هیپوکندریاز متمایز است، چرا که در آن اختلال خود فرد آگاهانه علایم بیماری را جعل نمی‌کند و تلاشی آگاهانه برای تقلید یک بیماری از خود بروز نمی‌دهد.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

نوروفیدبک در اصل نوعی بیوفیدبک است که با استفاده از ثبت امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد به فرد تلاش می‌کند که نوعی خودتنظیمی را به آزمودنی آموزش دهد. بازخورد به طور معمول از راه صدا یا تصویر به فرد ارائه می‌شود و از این طریق فرد متوجه می‌شود که آیا تغییر مناسبی را در فعالیت امواج مغزی خود ایجاد کرده است یا خیر.

مطالعات درباره نوروفیدیک تقریباً از دهه ششم قرن بیستم میلادی آغاز شده است و هنوز هم یکی از حیطه‌های فعال پژوهشی در علوم مغز می‌باشد.

کاربردهای درمانی: در برخی مطالعات ادعا شده است که نوروفیدبک می‌تواند در درمان اختلال بیش فعالی و کمبود توجه موثر باشد. اما تاکنون شواهد قدرتمندی برای دفاع از این ادعا ارائه نشده است. به شکلی که هیچ یک از راهنماهای بالینی تا سال ۲۰۱۳ این روش را به عنوان یک درمان برای اختلال کم توجهی و بیش فعالی پیشنهاد نمی‌کنند.

  • راهنمای بالینی ۲۰۰۹SIGN ذکر می‌کند که “نوروفیدبک در حال حاضر یک مداخله آزمایشی در کودکان و نوجوانان مبتلا به ADHD در نظر گرفته می‌شود. مداختلات استانداردشده‌ای وجود ندارد”
  • راهنمای مراقبت سلامت انستیتوی ارتقای سیستم‌های بالینی ۲۰۱۲ذکر می‌کند که “یک کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی نشان داده است که نوروفیدبک از برنامه رایانه‌ای آموزش مهارت توجه اثربخشی بیشتر دارد. علایم ADHD در حد متوسطی بهتر شد. منافع طولانی مدت آن اثبات نشده است. هزینه و زمانی که فرد درگیر درمان است را هم باید مد نظر داشت. نوروفیدبک برای ADHD فاقد شواهد کافی پژوهشی است. میزان پاسخ درمانی به اندازه داروهای محرک نرسیده است. بنابراین نمی‌توان نوروفیدبک را به عنوان جایگزینی برای دارو در ADHD دانست.”
  • راهنمای بالینی Nice: در این راهنما در بخش درمان‌ها هیچ اشاره‌ای به نوروفیدبک نشده است.
  • راهنمای بالینی شورای ملی سلامت و پژوهشی پزشکی استرالیا: در صفحه ۲۲ و به عنوان یکی از درمان‌های دیگری که بر اساس شواهد فعلی استفاده از آنها توصیه نمی‌شود، ذکر شده است.

بنابراین به نظر می‌رسد نوروفیدبک به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمان دارویی یا در مواقعی که فرد به دارو پاسخ مناسب نداده و یا دچار عوارض دارویی شده است یا مواردی که فرد یا والدین کودک مبتلا به ADHD،تمایلی به استفاده از دارو ندارند می تواند مورد استفاده قرار گیرد

سایر کاربردها: استفاده از نوروفیدبک همچنین در بعضی انواع اختلالات اضطرابی، افسردگی و میگرن هم به کار رفته است. اگرچه شواهد پژوهشی درباره این اختلالات هم بسیار محدود و غیرقطعی می‌باشد. یکی دیگر از کاربردهای نوروفیدبک می تواند کمک به ارتقاء عملکرد ورزشی(مانند شطرنج و تیراندازی ) یا بهبود عملکرد در موسیقی باشد.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
 
 
 
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.