۱۰ دی ۱۳۹۷
 
نوشته شده توسط : mohammad123

اگه در حال رابطه جنسی کودک شما شاهد این صحنه باشه شما چکار باید بکنید ؟؟؟؟

این یکی از حساس ترین لحظه های کودک شما میتونه باشه

آیا خیلی بد است که کودکی والدینش را در حال آمیزش جنسی ببیند؟

ازوقتی که بچه دار شدم، میل من به هم آغوشی و آمیزش جنسی به حداقل رسیده است، به خاطر اینکه به شدت نگران ام که بچه هایم صدایی بشنوند و یا شاهد هم آغوشی ما باشند. من فکر می کنم که آنان از این اتفاق وحشت می کنند. در حال حاضر در اتاق خواب را قفل می کنم. اما اگر آنان به طور اتفاقی داخل اتاق شوند، بهتر است چه کار کنم؟

– نظر فروید در زمان خودش (حدود ۱۹۳۰) این بود که اگر کودکی بطور اتفاقی شاهد هم آغوشی و آمیزش جنسی والدینش باشد، دچار آسیب روانی می شود. به نظر فروید وقتی کودک صداهایی از جانب والدینش می شنود، فکر می کند که آنان در حال جنگ و نزاع با هم هستند و وقتی از نزدیک شاهد این صحنه باشد، به طریقی این تصورات تأیید میگردد. زیرا در آن لحظه پدر و مادرش را در حالتی می بینند که، به عقیده ی فروید، برای کودک حالتی عصبی و خشمگینانه است. و اگر کودک چند روز بعد به طور اتفاقی چشم اش به نوار بهداشتی مصرف شده ی آغشته به خون بیافتد، پیش خود یقین می کند که در این اتاق اتفاق ناجوری بین پدر و مادرش رخ داده است. و هنگامی که کودک یک بار شاهد چنین صحنه هایی باشد و پس از آن با در قفل شده مواجه شود، این ذهنیت در او تقویت می گردد.

امروزه مردم در این مورد طور دیگری می اندیشند. اگر نظریه ی فروید درست باشد، پس طی قرون متمادی بسیاری از مردم باید دچار آسیب روانی شده باشند، زیرا در گذشته ی نه چندان دور همه ی اعضای خانواده در یک اتاق کنار هم می خوابیدند. در مورد پستانداران چنین است که کوچک تر ها با مشاهده ی جفت گیری بزرگ تر ها، طریقه ی زاد و ولد را می آموزند. خو شبختانه انسان ها بسیاری چیزها را بر اساس تجربه ی شخصی خود می آموزند. به علاوه بچه ها چگونگی رفتار جنسی را از روی نمونه ها و مثال هایی که می بینند، یاد می گیرند. این نمونه ها ممکن است مستقیما از طریق پدر و مادر نباشد و مثلا می تواند از طریق تلویزیون به آنان منتقل شود.

اگر کودکی شاهد هم آغوشی پدر و مادرش باشد و نتواند این مشاهدات خود را در چهارچوب مشخصی معنا کند این مشاهدات میتواند در کودک احساس ناخوشایندی ایجاد کند. اما اگر برای کودکان توضیح داده شود که هم آغوشی بین بزرگسالان برای خود آنان بسیار لذت بخش است، و آنان به این طریق به هم نشان می دهند که یکدیگر را خیلی دوست دارند، و یکدیگر را می بوسند و نوازش می کنند و می خندند، آنگاه برای کودکان روشن می شود که چیزی که بطور اتفاقی شاهدش بوده است، خشونت و نزاع نبوده و پدر و مادرش قصد آزار و اذیت یکدیگر را ندارند، بلکه همدیگر را خیلی هم دوست دارند و آدم بزرگ ها وقتی همدیگر را دوست دارند و عاشق هم هستند، این کار ها را انجام می دهند.

اگر کودک شما ناگهان وارد اطاق خوابتان شد و شما را در حال هم آغوشی دید، سعی کنید عکس العملی که ناشی از وحشت و دستپاچگی است، از خود نشان ندهید. بهتر است که کودک را نزد خود بیاورید و به او توجه نشان دهید. اگر سئوال کرد که شما مشغول چه کاری هستید، میتوانید به همان ترتیبی که در بالا اشاره شد، برایش توضیح دهید و آنگاه دوباره او را به اطاقش راهنمائی کنید.

به نظر بسیاری از والدین، قفل کردن در اتاق خواب ایده ی مطمئن تری است، اما این کار باعث آشفتگی ذهن بچه می گردد و موجب می شود به این فکر بیافتد که چیز پنهانی در این اتاق در جریان است . آنگاه شنیدن سر و صدا هایی که از این اتاق بیرون می آید، برای کودکان گیج کننده و پرابهام خواهد شد و در عین حال امکان ورود و سوال کردن هم از آنها سلب شده است.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : دوشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123
 هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم یا خوابگری شاخه‌ای از علم روانشناسی  است که در آن به وسیلهٔ تلقین ، شخص در حالت خاصی ازهوشیاری قرار می‌گیرد. هیپنوتیزم یا به طور دقیقتر هیپنوز موجب تسلط دیگری بر فرد نمی‌شود بلکه دیگری با ضمیر ناخودآگاه آدمی به مکالمه و القای تلقینات می‌پردازد. همهٔ هیپنوزها نحوی خودهیپنوتیزم است و هیپنوتیزور خارجی فقط مامای هیپنوز از درون انسان است و آن را می‌زایاند. همه مکاتب و عرفا به نحوی با هیپنوز درگیر بوده‌اند. ضمیر ناخودآگاه تنها یک تئوریست که توضیح حقایق روی آن سوار می‌شود. هیپنوتیزور نمی‌تواند هرآنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند. هیپنوتیزم یک امر خارق العاده نیست. و کارایی عجیب و غریب ندارد. اگر هم اثار غریبی داشته باشد در عدهٔ کمی دارد و خیلی قابل تکرار و تایید نیست لذا از منظر علم رسمی پاره‌ای غرایب مشاهده شده در هیپنوز قابل اعتبار و برداشت کلی نیستند. (مبحث شستشوی مغزی البته در این وادی مطرح است ولی میزان پایداری این کارها باید بیشتر ارزیابی شود.)هیپنوز خواب نیست. امواج مغزی در این حالت با امواج مغزی حالت خواب در بسیاری موارد فرق می‌کند. از یک منظر هیپنوز با تلقین معمولی هم فرق دارد چرا که مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می‌شود با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوز متفاوت است. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القا کند زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیرناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد. البته هرآنچه هیپنوتیزور می‌خواهد به هیپنوتیزم شوند تحمیل و تلقین نمی‌شود. هیپنوز جبر ایجاد نمی‌کند.

تاریخچه ی هیپنوتیزم :

نظرات زیادی دربارهٔ اینکه چه کسی هیپنوتیزم را شروع کرد، وجود دارد. هندوهای  هند ادعا می‌کنند که آنها این شیوه را بنیان نهادند و از آن به عنوان یک دارو برای سلامتی استفاده کردند. امروزه این یکی از کاربردهای اصلی هیپنوتیزم است و به روانشناسی مربوط می‌شود.

اما پیشرفتهای مهم هیپنوتیزم در سال ۱۸۴۲، هنگامی که جیمز برید (James Braid) شروع به بررسی بیشتر آن کرد، رخ دادند. او که «پدر هیپنوتیزم جدید» نامیده می‌شود اعتقاد نداشت که خواب مغناطیسی باعث هیپنوتیزم می‌شود و فکر می‌کرد که خلسه‌ها فقط یک «خواب عصبی» هستند. وی در سال ۱۸۴۳ یک کتاب دربارهٔ این موضوع به نام «نوریپنولوژی» نوشت. برخی مسمر را پدر هیپنوز می‌دانند. می‌گویند راسپوتین وزیر پرنفوذ دربار روسیه تزاری از این روش در قربانیان خود استفاده می‌کرده‌است. کشیش آبه فاریا نیز از متقدمین این روش است. مسمر در دورهٔ اوج نظریه پردازی در باب مغناطیس این پدیده را ناشی از مغناطیس حیوانی می‌دانست. بعدها روش او توسط شورایی مرکب از بنجامین فرانکلین و گیوتین و… مردود دانسته شد. برخی فقها می‌گویند هیپنوتیزم اگرمستلزم امر حرامی نباشد جایز است. هیپنوتیزم را خواب واره ترجمه کرده‌اند. هیپنوز توسط میتلون اریکسون آمریکایی و نیز المان پیشرفت زیادی کرد.

روش و مراحل انجام هیپنوتیزم :

هیپنوتیزم به دو صورت خودهیپنوتیزم  و دگرهیپنوتیزم قابل اجرا است. از فواید هیپنوتیزم می‌توان درمان بسیاری از ناراحتی‌های روانی را نام برد. به‌خصوص در هنگام خودهیپنوتیزم، که شخص می‌تواند به‌وسیلهٔ تلقین، تغییرات مثبتی را در کردار و روحیات خود پدید آورد. البته خود هیپنوتیزم دارای خطراتی هم هست؛ به این صورت که اگر بدون آگاهی و اطلاعات کافی و با روش‌های نادرست انجام پذیرد، می‌تواند اثرات بسیار مخربی بر روی ران انسان به دنبال داشته باشد.

سه فاکتور مهم در هیپنوتیزم عبارتند از تمرکز فوق العاده فکر، انفکاک و تجزیه (جدا شدن ذهنی از محیط پیرامون)، تلقین (چرا که اساس هیپنوتیزم تلقین به نفس است).
می‌توان گفت هیپنوتیزم = تمرکز + اعتقاد + انتظار + تصور + ارتباط

برای انجام موفقیت آمیز دیگر هیپنوتیزم باید هفت گام زیر به صورت متوالی و دقیق اجرا گردد:
۱- مناظره اولیه، بهتر آماده کردن ذهن بیمار یا pretalk
۲- انجام آزمونهای هیپنوتیزم از تکنیکهای عمیقسازی مثل آزمون چشم اشپیگل
۳- کانونی کردن توجه (تمرکز ذهن)
۴- القای خواب هیپنوتیزم
۵- استفاده از تکنیکهای عمیق سازی
۶- تسهیل پاسخهای ناخودآگاه
۷- تصدیق خلسه، ارائه تلقینهای بعد از هیپنوتیزم و خروج از خلسه.

روش‌های مختلفی برای انجام هیپنوتیزم وجود دارد. اولین کسی که در این زمینه کار کرد مسمر بود و طرف داران او را مسمریسم می‌نامیدند. مسمر با تمرکز و توجه و مهمتر از همه انتظار در بیماران انها را در خلسه قرار می‌داد. بعد از او روانشناسان دیگر به این کار پرداختنند

هنگام استفاده از واژهٔ مناسب خلسه دقت شود مطالب با موهومات اشتباه نشود. هرچند لفظ خلسه از لفظ trance که از بهت و ترس احتمالا می‌آید بهتر باشد. و خلسهٔ عرفانی و احساس خروج روح از بدن احتمالاً از هیپنوز جدا نیست.(فرزان کمالی نیا) المان برای هیپنوز چند مرحله تصور می‌کند – وقتی فقط چشم‌ها را می‌بنیم حالت هیپنوئیدال است بعد وارد فازهای عمیقتر می‌شویم و یکی از فازهای عمیق هیپنوتیزم به نام سمنامبولیسم نام دارد(سمنامبول خدای خواب در یونان است) – از هیپنوز در age regration یعنی بازگشت به سنین عقب تر(پس روی سنی) و حتی چند صد سال قبل و پیشروی سنی استفاده می‌شود البته بازگشت چندصد سال به عقب لزوماً مؤید تناسخ نیست و این مسایل در حد تئوری است و دقیق نیست. استفاده از هیپنوز در اعتراف گرفتن از زندانی‌ها و دروغ سنجی معتبر نیست. هرچند گاهی نتایج مفید علم و گاهی نتایج نادرست می‌دهد. به طور کلی خیلی نمی‌توان به این مطالب اعتبار کرد.

روشهای مختلفی برای القای هیپنوز وجود دارد. روش تثبیت چشم – روش کیاسون- روشpmr یا شل کردن پیشروندهٔ عضلانی(میراث هیپنوز اریکسونی)- و…. از هیپنوز برای کنترل درد و درمان چاقی و… استفاده می‌شود البته هیپنوز مفید است ولی معجره نمی‌کند. کودکان ۸ تا ۱۲ سال بهتر هیپنوز می‌شود و در سنین بالای ۶۵ هپینوتزیم پذیری کم می‌شود. افراد از لحاظ هیپنوتیزم پذیری ۴ گروهند. ۷درصد که نباید هیپنوز شوند یا هیپنوز نمی‌شوند نظیر عقب ماندگان ذهنی- هفت درصد دیونیسین هستند و استعداد بالایی در هیپنوز دارند.۲۰ درصدآپولونین بوده به سختی هیپنوز می‌شوند. و درصد بالایی ادیسین هستند یعنی در اواسط طیف hypnotismability قرار دارند.

هیپنوز دو گونه‌است هیپنوز سمپاتیک که با تحریک است و در رقصهای برخی بومیان افریقا و سرخ‌پوست و مناطق مختلف حتی جنوب ایران در واقه از این روشها استفاده می‌شود(رضاجمالیان) و هیپنوز پاراسمپاتیک که تون پاراسمپاتیک و آرامش را بالا می‌برد. در هیپنوز برای هنگ کردن وبای پس نمودن و عبور از کریتیکال فاکولته یا کریتیکال فاکتور یا جاجمنت فاکتور و ضمیز خودآگاه و رسیدن به ضمیر ناخودآگاه از روشهای مختلف از جمله کانفیوژن و… استفاده می‌شود.

موارد مورد استفاده در روان درمانی:

از هیپنوتیزم برای درمان تعدادی اختلالات فیزیولوژیک و روان شناختی استفاده می‌شود. در پزشکی، از هیپنوتیزم برای کاستن از اضطراب مربوط به عمل‌های پزشکی و دندان پزشکی، آسم، بیماری‌های معده و روده، تهوع ناشی از شیمی درمانی، و مدیریت درد، استفاده می‌شود. در درمان بیماری‌های روانی، از هیپنوتیزم استفاده می‌شود تا به مردم کمک شود بر اعتیاد خود فائق آیند. استفاده از هیپنوتیزم برای حل مشکلات عاطفی-هیجانی بیش از همه بحث برانگیز بوده‌است. طرفداران استفادهٔ تراپوتیک از هیپنوتیزم می‌گویند که این کار به روان درمانگران اجازه می‌دهد تا خاطرات واپس رانده‌ای را که در پشت پردهٔ مشکلات روان شناختی قرار دارند کشف کنند. اما بعضی روان شناسان در مورد استفاده از هیپنوتیزم در روان درمانی با دیدهٔ تردید نگاه می‌کنند. آنها می‌گویند که هیپنوتیزم چیزی نیست بجز این که روان درمانگر، خاطراتی غیرواقعی را در ذهن مراجعان می‌کارد، از جمله خاطراتی از بدرفتاری و آزار را که هرگز روی نداده‌اند.

معروف ترین روش هیپنوتیزم:

یکی از روشهای هیپنوتیزمی رایج در علم هیپنوتیزم روش کیا سون است. این روش ابتکار دکتر سیمون کیاسون (Simon Chiasson) متخصص بیماری‌های زنان و زایمان اهل شهر یونگستون ایالات اوهایو آمریکا (Youngeston Ohio) است، اما دگرگونی در آن برای پزشک یا درمانگر به گونه‌ای که کاربرد آن راحت تر باشد مجاز است.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۵ دی ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

تحقیقات مربوط به رفتار غیرکلامی و ارتباطات غیر کلامی از سال ۱۸۷۲ و از زمان انتشار تالیفات چارلز داروین آغز شد. این اطلاعات با مقایسه ی رفتار بین انسان و حیوان آغاز شد و گاهی چنان ظریف است که ما از آنها آگاهی نداریم.

در برخی موارد ممکن است ما تن صدای خود را به نشانه ی اعتراض بالا ببریم یا دستان خود را به نشانه ی مخالفت به سینه ی خود نزدیک کنیم.

در زیر به انواع ارتباطات غیر کلامی که باعث تسهیل ارتباط می شوند اشاره خواهیم کرد.

۱- حالات صورت یا بیان چهره ای

تصور کنید ما چه مقدار از اطلاعات را می توانیم از لبخند یا اخم کردن یک فرد برداشت کنیم. این در حالی است که فرد قبل از اینکه لب به سخن گشاید ما می توانیم خیلی از اطلاعاتی که قرار است در آینده گفته شود را از بیان چهره ی او بفهمیم.  ارتباطات غیر کلامی در فرهنگهای مختلف متفاوت است ولی بصورت شگفت انگیزی بیان چهره ای ۸ حالت هیجانی اصلی در بین تمامی فرهنگ ها برابر می باشد.

۲-حرکات بدن

حرکات دست و بدن راه بسیار خوبی برای ارتباط برقرار کردن بدون زبان هستند. به طوری که خیلی اوقات منظور خود را فقط با حرکت انگشت اشاره ی خود می توانیم برسانیم.

۳- پارا زبان شناسی

شامل مواردی است که جدا از محتوای زبان می باشد. عواملی مثل تن صدا ، زمینه، بلندی صدا و عطف می باشد. تن صدا و اینکه تکیه ی کلام روی کدام کلمه باشد بسیار متفاوت خواهد بود . چرا که ممکن است معنای یک جمله را از حالت موافق به مخالف تغییر دهد.

۴- زبان بدن و وضعیت شما

نحوه ی ایستادن شما و همچنین نحوه ی قرار گرفتن دست های شما می تواند نحوه ی مقابله ی شما با افراد را نشان دهد. چرا که ممکن است دست به سینه بودن شما حس دفاعی بودن شما را به طرف مقابل القا کند و باعث شود شما در مذاکرات خود بازنده باشید.

۵-فاصله

فاصله شما با فرد دیگر می تواند اطلاعات زیادی را منتقل کند. برای مثال ما فقط با افرادی که صمیمیت خاصی داریم با فاصله ی نزدیک می نشینیم و همچنین این فاصله وقتی ارتباط عاطفی شکل بگیرد نزدیک تر می شود. ولی مثلا هنگام سخنرانی فاصله ی ما از حضار باید ۱۰ تا ۱۲ فوت باشد.

۶- تماس چشمی

ارتباط چشمی از قبیل خیره شدن ، چشمک زدن و اشاره کردن با چشم می تواند نقش مهمی در ارتباطات ما بازی کند. همچنین میزان پلک زدن ما در موقعیت جذاب و غیر جذاب متفاوت است.  همچنین مردم می توانند از خیره شدن دوستان خود تشخیص دهند که راست می گوید یا خیر، هنگامی که فردی دروغ می گوید نمی تواند تماس چشمی خوبی را برقرار کنید و اغلب به حاشیه ی صورت شما خیره می شود!

۷-لمس کردن

ارتباط غیر شفاهی لمس کردن ابزار مهم دیگری برای بیان منظورمان  می باشد. تحقیقات زیادی در رابطه با اهمیت لمس کردن در دوران کودکی وجود دارد. مطالعه ی کلاسیک هری هارلوی نشان داد که چگونه محرومیت از تماس می تواند منجر به عدم رشد عاطفی شود. لمس می تواند به تسهیل ارتباطات عاطفی ، آشنایی و هم دردی باشد. لمس کردن در مردان و زنان می تواند معنای متفاوتی داشته باشد. زنان بیشتر برای ابراز محبت، پرورش و محبت تماس برقرار می کنند ولی مردان بیشتر برای ابراز قدرت

۸- ظاهر

انتخاب رنگ لباس ، کفش و عوامل دیگر مربوط به ظاهر وسیله ای برای ارتباط غیر کلامی می باشد. تحقیقی نشان می دهد که چگونه رنگ در تفسیر افراد و همچنین برخورد آنها با یکدیگر و حتی پاسخ فیزیولوژیک تاثیر گذار خواهد بود. رنگها در برداشت اول بسیار تاثیر گذار خواهند بود ، برای همین است که در هنگام مصاحبه ی کاری طرز پوشش شما بسیار مهم است.

این جذابیت ظاهری در فرهنگ های مختلف متفاوت است و در طول زمان نیز تغییر می کند. بصورتی که لاغری در فرهنگ غربی یک ارزش است و این ارزش در سالهای اخیر تغییر کرده است.

۹- آرتیفکتها یا مصنوعات

اشیا و تصاویر و نمادهایی که شما انتخاب می کنید نیز وسیله ای مهم برای ارتباط غیر کلامی می باشد. تصویری که شما در انجمن یا فیس بوک برای خود بر می گزینید می تواند طرز فکر شما و شخصیت شما را نشان دهد. مردم علاقه ی زیادی دارند تا یک ماد یا یک امضای خاص برای خود داشته باشند! اینجاست که نگاه می کنیم به حرفه های مختلف و مثلا می بینیم که همه ی پزشکان از یک روپوش یک شکل استفاده می کنند و همچنین سربازان و همه ی مشاغلی که وجود دارند و این پوشش آنهاست که نشان میدهد به چه گروهی تعلق دارند.

در پایان خاطر نشان می شود که در استفاده از ابزارهای بالا برای ارتباطات خود نهایت دقت را داشته باشد. چرا که تاثیر آنها برگشت ناپذیر است!

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

داروهای روان‌پزشکی در گذشته به چهار طبقهٔ اصلی تقسیم می‌شدند: داروهای ضد اضطراب، ضد روان پریشی، تثبیت کنندهٔ خلق و ضد افسردگی. اگرچه اکنون دیگر در منابع علمی این تقسیم بندی چندان پذیرفته نیست (وبسیاری از داروها کاربرد چندگانه دارند) ولی با توجه به ساده و مفید بودن این تقسیم بندی هنوز هم گاهی از آن برای آشنایی کلی با داروها استفاده می‌شود.

داروهای ضداضطراب

داروهای ضد اضطراب  علاوه بر ایجاد احساس بر طرف شدن تنش عضلانی، احساس آرامش و آسودگی را نیز به همراه می‌آورند. این داروها در درمان اختلال‌های اضطراب مورد استفاده قرار گرفته‌اند. معروفترین خانواده از این دسته داروها بنزودیازپین ها هستند که تعدادی از شناخته شده ترین داروهای این دسته عبارتند از دیازپام، کلردیازپوکساند و آلپرازولام. این داروها با اثر بر گیرنده‌های گابا که نوعی انتقال دهنده ی عصبی یا نوروترنسمیتر مهاری در مغز می‌باشد، شلیک نورونی را کاهش می‌دهند و باعث کاهش فوری اضطراب می‌شوند. پروپرانولول در واقع از دسته داروهای ضداضطراب نیست ولی با کاهش علایم فعالیت سمپاتیک می‌تواند تاحدودی اثر ضداضطرابی داشته باشد.

داروهای ضدروان پریشی

داروهای ضد روانپریشی، یا آنتی سایکوتیک ها برای درمان اختلال‌هایی مانند اسکیزوفرنی ساخته شده‌اند، اما در درمان اختلالات دیگری مثل تیک و به عنوان درمان کمکی در اختلالات خلقی هم کاربرد دارند. این گونه داروها تأثیر آرام کننده یا آرام بخش زیادی دارند. تأثیر اصلی این گونه داروها کاهش و یا حذف نشانه‌های روان پریشی از جمله توهم، هذیان، رفتارها و گفتارهای آشفته، گوشه گیری و بی احساسی است و صرفاً برای آرام نگاهداشتن بیماران ساخته نشده‌اند. کلروپرومازین، فلوفنازین، تیوریدازین، هالوپریدول، تلوپروئوفلازین، پرفنازین، پیموزاید، آلانزاپین، کلوزاپین، ریسپریدون، کوثتیاپین، زیپراسیدون و آری پیپرازول از جمله داروهای ضدروان پریشی هستند.

داروهای تثبیت کنندهٔ خلق

داروهای تثبیت کننده ی خلق ، درمان اصلی برای بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی است. لیتیوم، والپروات سدیم، و کاربامازپین اصلی ترین داروهای تثبیت کننده خلق هستند. داروهای دیگری مثل لاموتریژین و زونیسامید هم از این دسته داروها هستند ولی معمولاً در خط اول درمان قرار ندارند. سه داروی اول هم روی دوره‌های شیدایی اثر دارند و هم دوره‌های افسردگی، اما لاموتریژین بیشتر در درمان دوره‌های افسردگی موثر است. هر یک از این داروها اشکال دارویی و اسامی تجاری مختلفی دارند. مثلاً برخی از اسامی دیگر والپروات سدیم عبارتند از دپاکین، اورلپت و دی والپروئکس.

داروهای ضد افسردگی

داروهای ضد افسردگی ، برای درمان اختلال‌های افسردگی ساخته شده‌اند، اما در واقع در درمان بسیاری از اختلالات دیگر روانپزشکی مثل اختلالات لضطراب، اختلالات خوردن و اختلالات کنترل تکانه هم کاربرد دارند. کسانی که از افسردگی رنج می‌برند، معمولاً با یکی از انواع داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند. برخلاف بنزودیازپین ها هیچ کدام از این داروها باعث ایجاد وابستگی یا اعتیاد به دارو نمی‌شوند. البته این به آن معنی نیست که در هر زمانی و به صورت ناگهانی می‌توان دارو را قطع کرد. قطع ناگهانی دارو ممکن است عوارض گذرایی داشته باشد که برای چند روز فرد را آزرده کند.

انواع داروهای ضدافسردگی عبارتند از:

۱. ضد افسردگی های سه حلقه ای: (از این جهت سه حلقه‌ای نامیده می‌شوند که در ساختار شیمیایی آن‌ها سه حلقه وجود دارد) مانند ایمی پرامین، آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین.

۲. مهار کننده های مونو آمین اکسیداز (MAO) مانند ترانیل سیپرومین، فنلزین و سلژیلین. که باید مصرف کنندگان این دسته دارویی از غذاهای حاوی تیرامین مانند پنیرهای پرورده اجتناب کنند.

۳. مهارکننده های انتخابی سروتونین (SSRI)، جذب مجدد سروتونین را در سیناپس بازداری می‌کنند. SSRIها عوارض جانبی کم‌تری دارند مانند فلوکستین، پاروکستین و داروهای جدیدتر مانند ستالوپرام و سرترالین.

ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای و بازدارنده‌های MAO از طریق مکانیسم‌های گوناگونی اثر می‌کنند، اما به نظر می‌رسد که هر دو با افزایش عمل نوراپی نفرین و سروتونین افسردگی را کاهش می‌دهند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : معرفی انواع شاخه های روانشناسی
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
 
 
 
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.