۲۵ اسفند ۱۳۹۷
 
نوشته شده توسط : mohammad123

زیگلمن شیوه های فرزند پروری را با توجه به دو بعد صمیمت و کنترل به ۴ سبک تقسیم می کند. و از این نظر والدین را به ۴ دسته تقسیم بندی می کند.

۱– کنترل زیاد و محبت کم : که نتیجه ی آن  پدر و مادرهای مستبد هستند .

برخی از والدین معتقدند که سخت گیری نسبت به فرزندان بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است.
هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت گیری بیش از حد روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن نامطلوب است. دراین حالت فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می دهندو در همه ی تصمیم گیری ها اضطراب سراسر وجودشان را پر می کند و در تصمیم گیریهای مناسب در زندگیشان ناکام می مانند زیرا همیشه این پدر و مادرها بوده اند که تصمیمات لازم را برای آنها گرفته اند. این کودکان استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم گیری باشند دچار اضطراب می گردند. آنها تمایل پیدا می کنند که در تمام فعالیتها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را برعهده بگیرند و افرادی وابسته و از نظر شخصیتی نیز وابسته خواهند بود.

۲- کنترل کم و محبت کم : طرد کننده و غفلت گرایانه که نتیجه ی آن والدین غافل هستند.

کودک نمی تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچگونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و بی ثمر می شود. کودکان بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی، رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد، فرزندان نیاز به محبت دارند هنگامی که فرزند احساس خطر می کند آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد و همچنان که کودک بزرگتر می شود کلمات اطمینان بخش مادر جای آغوش او را می گیرد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی عاطفی باشند نمی توانند در آینده شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند.

۳ـ کنترل زیاد و محبت زیاد :  که نتیجه ی آن پدر و مادرهای مقتدر یا مدبر هستند.

این شیوه که بهترین شیوه ی فزند پروری می باشد . همرا با محبت زیاد است و اگر کودک قرار است کاری را انجام نهد والدین او علت کار را به او می گویند. بر خلاف سبک مستبداه که امرو نهی بدون گفتن علت است در تین سبک والدین برای هر کاری که از کودک می خواهند علت آن را نیز بیان می کنند. بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد .والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو، و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر تفاوت قائل شوند. این والدین این فرق را بین کودک و اعمالش قائل می شوند یعنی به خاطر رفتارهای پسندیده اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. پس نتیجه می گیریم سبک تربیتی والدین یک عامل مهم پیش بینی کننده سوء رفتار با کودکان و همچنین عامل اساسی در اختلال و تداوم کودک آزاری از نسلی به نسل دیگر است.

۴- کنترل کم و محبت زیاد : که منجر به سبک والد گری سهل گیرانه می شود.

این نوع دیگری از فرزند پروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش از اندازه، بدون اعمال کنترل های لازم را ابراز می دارند. این گونه پدر و مادرها، تحت تأثیر این برداشت نادرست که”روانشناسان با تنبیه مخالفند” حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه گردد از این کار سرباز می زنند و یا با او مخالفت نمی کنند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین آنچه درست و نادرست است تفاوت قائل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزشهای فرهنگی فرا گرفته می شود. اشتباه پدر و مادرها این است که از یک طرف در تنبیه کردن، رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می دهند. کودک در یک موقعیت برای کاری که کرده است توبیخ و در زمان دیگر همان کار نادیده گرفته می شود و یا حتی مورد تشویق قرار می گیرد این کار کودک را گیج می کند. روش درست و صحیح پذیرش فرزند و محبت به او و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی از کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القاء می کند که والدین دوستش دارند اما برخی از رفتارها و اعمال او را تأیید نمی کنند.

در پایان نکاتی را برای فرزند پروری شما فهرست می کنیم که عبارتند از :

– علاقه مندانه موضوع و مشکلاتش را دنبال کنید.

– اگر شما مشکلات کودکتان را کوچک و بی ارزش بشمارید قطعاً از گفتن مشکلاتش امتناع می کند یا به بد خلقی و لجبازی مبادرت می ورزد.

– در برخورد و ارتباط گفتاری با او سعی کنید مشتاقانه به او نگاه کنید و هر چند لحظه از کلمات ( حق با توست ـ راست می گویی ) استفاده کنید.

–  از او بخواهید که عقاید خود را راجع به مشکل پیش آمده بیان کند و آن را از ابعاد مختلف برایتان توضیح دهد.

– صبور باشید و بدانیدکه او یک کودک است و نمی تواند مثل شما سریع ازکلمات لازم استفاده کند.

– کودکان با رفتارهایشان پیامهایی به ما می دهند مثل درهم کردن انگشتان هنگام صحبت کردن ، ناخن جویدن موقع نگرانی ، اخم کردن ، مشت کردن انگشتان هنگام عصبانیت ، یا ژستهای کودکانه. آنان هرچند با ما به روشنی سخن نمی گویند ولی با حرکات خود به صورت غیرکلامی با ما حرف می زنند.

– از سوالهای بسته و امری بپرهیزید.

–  او را با تمام وجود درک کنید.

– از چیزهایی که کودک شاکی است و احساس نارضایتی می کند و بالعکس چیزهایی که کودک را شاد می سازد و احساس خرسندی را در وی به وجود می آورد جدی بگیرید.

–  گفتگو را در زمان مناسب انجام دهید.

– به سادگی و با زبان خودش سخن بگویید و از کلمات سخت و غیرقابل فهم کودک امتناع کنید.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
:: برچسب ها : , , , , ,
تاریخ انتشار : شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.