۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
 
نوشته شده توسط : mohammad123

نا کارآمدی جنسی به (sexsual dysfunction) را می‌توان به مشکلاتی که در یک یا چند مرحله از مراحل آمیزش جنسی بروز می‌کند و سبب کاهش لذت جنسی یا عدم دست‌یابی به اوج لذت جنسی می‌شوند تعریف کرد.

چرخه پاسخ جنسی انسان فرایندی فیزیولوژیکی دارد که مراحل برانگیختگی، تهییج، اوج لذت جنسی، و فرونشینی را شامل می‌شود. ناکارآمدی‌های جنسی مشکلاتی هستند که در این چرخه رخ می‌دهند. بروز مشکلات اتفاقی یا دوره‌ای در کارکرد جنسی امری متداول است.ناکارآمدی جنسی را می‌توان در کل به عنوان نقصی مستمر در تمایل یا پاسخ جنسی تعریف کرد که باعث بروز مشکلات بین فردی یا ناراحتی شخصی می‌شود. گاه این ناکارآمدی‌ها مستقل از سایر اختلالات روانشناختی یا بیماری‌های جسمانی و گاه ناشی از عوامل عضوی باشد، در مورد آن تشخیص ناکارآمدی‌های جنسی داده نمی‌شود. تجارب و نگرش‌های بر آمده از عواملی همچون شیوهٔ تربیت، عوامل شخصیتی، عدم آگاهی، یا مورد سوء استفاده جنسی واقع شدن در سنین پائین فرد را مستعد ابتلا به ناکارآمدی جنسی می‌کنند. از جمله دیگر علل پیشایند این پدیده می‌توان به تعارض با همسر، بی‌وفائی، تغییرات زیستی مربوط به سن، افسردگی، و یا ناتوانی اتفاقی به واسطه خستگی مفرط، فشار روانی، اضطراب، یا مصرف الکل اشاره کرد. ناکارآمدی ممکن است به واسطهٔ انتظار کشیدن ناتوانی، واکنش همسر، ارتباط کلامی ضعیف، و محدودیت مهارت‌های جنسی تداوم یابد. به دلیل وسعت عواملی که در ناکارآمدی‌های جنسی نقش دارند، متخصصان بالینی باید بسیاری از ابعاد فعالیت جنسی را به دقت مورد بررسی و کنکاش قرار دهند.

انواع ناکارآمدی جنسی

  1. اختلالات میل جنسی:عدم خیال پردازی جنسی یا میل به رابطه جنسی به طور مستمر یا عود کننده؛ که با ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی همراه است.
  2. اختلالات برانگیختگی جنسی. اجتناب و پرهیز مفرط از نزدیکی با شریک جنسی به طور مستمر یا عود کننده؛ کننده؛ که با ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی همراه است.
  3. اختلالات اوج لذت جنسی. در زنان، تاخیر در رسیدن یا عدم رسیدن به اوج لذت جنسی به دنبال تهییج جنسی به طور مستمر یا عود کننده. در مردان،(الف)انزال سریع یا زود رس، (ب)مشکل مرد در رسیدن به اوج لذت جنسی یا تاخیر در رسیدن به آن. این اختلالات باعث بروز ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی می‌شوند.

اطلاعات مورد نیاز برای تشخیص و درمان ناکارآمدی جنسی

  1. ماهیت ناکارآمدی (مثلاً، عدم تمایل به رابطه جنسی، ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی).
  2. مشکل جنسی چه موقع برای اولین بار بروز کرده‌است(چه مدت قبل؟در چه موقعیتی؟).
  3. هرچند وقت یک بار فرد با این مشکل مواجه می‌شود(با هر شریک جنسی؟ مکرراً یا گهگاه؟).
  4. سیر ناکارآمدی (شروع آن حاد بوده یا تدریجی؟).
  5. از نظر بیمار، علت مشکل چیست؟ (مثلاً ممکن است مشکل صرفاً ناشی از این باشد که سن من بالا رفته‌است).
  6. بیمار و شریک جنسی‌اش برای اصلاح ناکارآمدی چه اقداماتی انجام داده‌اند و اقدامات آنها چه نتایجی داشته‌است.
  7. منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : سه شنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

این مطلب حاوی نکات کاربردی بسیاری می تواند باشد که از نظر علمی ثابت شده می باشد.

روانشناسان  اجتماعی برای اشاره به درجهٔ احساس‌های مثبت یا منفی نسبت به دیگران، اصطلاح جاذبهٔ بین فردی را به کار می‌برند. جاذبه انواع تجربه‌های اجتماعی مانند دوست داشتن ، صمیمیت، شهوت، وعشق  را تبیین می‌کند.

عوامل اصلی در جاذبه

روان شناسان اجتماعی دریافته اند که سه عامل مهم در جاذبهٔ بین فردی وجود دارد که عبارت اند از: جذابیت جسمانی، مجاورت و مشابهت. در حالی که جذابیت جسمانی و مجاورت در مراحل آغازین رابطه، تعیین کننده تر هستند، مشابهت تنها عامل بسیار مهم در حفظ یک رابطهٔ دراز مدت است. بنابراین نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که برای حفظ یک رابطه در پی مشابهت ها باشیم.

جذابیت جسمانی

پژوهش‌ها همواره نشان داده است که جذابیت جسمانی (اندازهٔ اندام، قیافه، ویژگی‌های چهره و طرز لباس پوشیدن) یکی از مهمترین عواملی است که در ابتدا ما را به دیگران علاقه‌مند می‌کند و باعث می‌شود که آنها را دوست بداریم. در دورهٔ کودکستان، کودکان زیبا نزد همکلاسی هایشان محبوب ترند و معمولاً معلم‌ها تصور می‌کنند که آن‌ها از هوش بیشتر و سازگاری بهتری برخوردارند. هنگامی که این افراد زیبا به دوران بزرگسالی می‌رسند، هم توسط مردان و هم توسط زنان، موقر تر، جالب تر، اجتماعی تر، مستقل تر، با هوش تر و از نظر جنسی پر شور تر پنداشته می‌شوند. با وجود این، پژوهش همچنین نشان می‌دهد که جذابیت جسمانی هنگامی که رابطه از مراحل اولیه اش می گذرد، اهمیت خود را از دست می‌دهد.

مجاورت

جذابیت همچنین بستگی دارد به این که مردم در زمان و مکان یکسانی باشند، یعنی مجاورت و یا از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند که این عامل مهم دیگری در جذابیت است. هر چقدر با فردی، نزدیک تر زندگی یا کار کنید، به احتمال بیشتری آن فرد را دوست خواهید داشت. مطالعه‌ای دربارهٔ دوستی در خوابگاه‌های دانشجویی معلوم ساخت شخصی که در اتاق پهلویی زندگی می‌کند، از شخصی که دو اتاق دور تر زندگی می‌کند، بیشتر مورد علاقه قرار می‌گیرد. ظاهراً مواجههٔ مکرر با همهٔ انواع محرک ها، در مجموع علاقه را بیش تر می‌کند. بدون شک مشاهده کرده‌اید که به تدریج تغییرات تکان دهنده در مُد و آرایش مو را می پذیرید و در نهایت از آن‌ها خوش تان می‌آید. پژوهش‌ها همچنین نشان داده است که علاقه به رییس جمهورها و ستاره‌های سینما، قویاً با تعداد دفعات حضور آن‌ها در رسانه های گروهی همبستگی دارد.

مشابهت

مهم‌ترین عامل پیوند دهندهٔ روابط دراز مدت، خواه علاقه باشد یا عشق، مشابهت است. ما ترجیح می دهیم در کنار افرادی باشیم که خیلی به ما شباهت دارند – آن هایی که سابقهٔ قومی و محلی، طبقه ی اجتماعی، علا یق و نگرش‌ها با ما سهیم هستند.

بنابراین نمی توان برای همه جذاب بود و ممکن است در عین حال ما برای کسی جذاب باشیو و در عین حال برای افراد دیگری غیر جذاب. پس این ولقعیت را باید پذیرفت.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : شنبه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

بر اساس شواهد علم اعصاب درهنگامی که فرد عشق خود را بروز می‌دهد، تعدادی عنصر شیمیایی در مغز فرد فعال می‌شوند. این مواد شیمیایی عبارتند از: تستسترون، استروژن، دوپامین، نوراپی نفرین، سروتونین، اکسی توسین و وازوپرسین. درهنگام برقراری رابطه جنسی یا احساسات شهوانی میزان تستسترون و اوستروژن در مغز افزایش پیدا می‌کند. معمولاً دوپامین، نورفینفرین و سروتونین در مرحله جذب نظر فرد مقابل حضور پررنگ تری دارند. به نظر می‌رسد اوکسی توسین و وازوپرسین به روابط پردوام و قوی ارتباط دارند. در دسامبر ۲۰۰۵، دانشمندان ایتالیایی در دانشگاه پاویا متوجه شدند که وقتی فرد برای اولین بار عاشق می‌شود، میزان مولکولی که به عنوان NGF عامل رشد عصب شناخته می‌شود افزایش می‌یابد اما پس از یکسال ارتباط بین طرفین مقدار این مولکول به حالت اول بر می‌گردد. «سطح NGF در افرادی که عاشق بودند بسیار بیشتر بود (P<۰٫۰۰۱) [ به طور متوسط ۲۲۷(۱۴)Pg/ml ] و این مقدار در مورد افرادی که رابطه دراز مدتی را تجربه کرده‌اند و افرادی که هیچ ارتباط عاشقانه‌ای نداشته‌اند به ترتیب برابر [۱۴۹(۱۲)pg/ml], [۱۲۳(۱۰)pg/ml] بود. همچنین میان میزان NGF و شدت رابطه عاشقانه همبستگی معنی داری وجود داشت (r=۰٫۳۴ ,p=۰٫۰۰۷). درغلظت بقیه NTها هیچ تفاوتی مشاهده نشد. در ۳۹ مورد که فرد بعد از ۱۲ تا ۲۴ ماه هنوز رابطه عاشقانه را حفظ کرده بود اما به عقیده خودشان وضعیت روانی شان نسبت به زمان آشنایی تفاوت کرده بود سطح NGF کاهش یافته بود و تقریباً برابر سطح NGF گروه کنترل بود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
 
 
 
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.