۱۹ خرداد ۱۳۹۸
 
نوشته شده توسط : mohammad123

۱- ﺗﻔﮑﺮ ﻫﻤﻪ ﯾﺎ ﻫﯿﭻ : ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺳﻔﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ. ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﻞ & ﺷﮑﺴﺖ ﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍﺳﺖ .ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﮊﯾﻢ ﻻﻏﺮﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ،ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺎﺷﻖ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﮔﻔﺖ “: ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻻﻏﺮﯼ ﻣﻦ ﺩﻭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺖ “. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﺯ ﺗﻠﻘﯽ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻇﺮﻑ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺵ ﺟﺎﻥ ﮐﺮﺩ .
۲-  ﺗﻌﻤﯿﻢ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﺁﻣﯿﺰ : ﻫﺮ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﯾﮏ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﺷﻐﻠﯽ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﯿﺎﺭ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﭼﻮﻥ “ﻫﺮﮔﺰ ” ﻭ “ﻫﻤﯿﺸﻪ ” ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ . ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻠﺶ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ “: ﭼﻪ ﺑﺪﺷﺎﻧﺲ ﻫﺴﺘﻢ،ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ “.
۳-  ﻓﯿﻠﺘﺮ ﺫﻫﻨﯽ : ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﯾﮏ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ . ﺑﻪ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ. ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﺟﻮﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻪ ﯼ ﺁﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﺪﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻃﺮﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺟﺪﯼ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ .ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺪﯾﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ،ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺗﮏ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ .
۴-  ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﻣﺜﺒﺖ : ﺑﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ،ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ. ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ،ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ . ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺷﺎﺩﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﻮﻕ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
۵- ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺷﺘﺎﺑﺰﺩﻩ : ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﯼ ﻣﺤﮑﻤﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺷﺘﺎﺑﺰﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ .
ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺍﻧﯽ : ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ :ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻣﯿﻞ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ “: ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ؛ﺍﺯ ﻋﻬﺪﻩ ﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪ “. ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ” ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﯾﺎﻓﺖ “.
۶-  ﺩﺭﺷﺖ ﻧﻤﺎﯾﯽ : ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻭ ﺷﺪﺕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻣﺒﺎﻟﻐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ،ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ .ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ،ﮔﺎﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﭼﺸﻤﯽ ﻧﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ .
۷- ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ :ﻓﺮﺽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻨﻔﯽ ﺷﻤﺎ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﯼ ﻭﺍﻗﻌﯿﺎﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ “: ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻭﺣﺸﺖ ﺩﺍﺭﻡ؛ﺣﺘﻤﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ “. ﯾﺎ ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺩﻡ ﺑﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ “. ﯾﺎ ” ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻫﺴﺘﻢ،ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﻮﺩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ “. ﯾﺎ ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﯼ ﺩﻭﻡ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻫﺴﺘﻢ “. ﯾﺎ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﻢ “.
۸-  ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺎ : ﺍﻧﺘﻆﺍﺭ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺁﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ . ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﯾﮏ ﻗﻄﻌﻪ ﯼ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﭘﯿﺎﻧﻮ ، ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ “: ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ “. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻣﺘﻮﺍﻟﯽ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﯼ ﺩﺍﺷﺖ . ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ “ﺑﺎﯾﺪ ” ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ ﺗﺪﺍﻋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺭﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺗﻬﺎﯼ ” ﺑﺎﯾﺪ ” ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﺑﺮﺿﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻭ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ ﻣﻨﺠﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ .ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ، ﺍﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﻭ ﯾﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﻭ ﺩﻟﺴﺮﺩﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ . ” ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﻤﺞ ﺑﺎﺷﺪ “. ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎ ” ﺑﺎﯾﺪ ” ﻫﺎ ﻭ ” ﻧﺒﺎﯾﺪ ” ﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺑﺪﻫﻨﺪ “. ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﻡ “. ﺍﻏﻠﺐ ﺑﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺍﺳﺖ “. ﺑﺎﯾﺪ ” ﻫﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺗﻤﺮﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ .
۹- ﺑﺮﭼﺴﺐ ﺯﺩﻥ: ﺑﺮﭼﺴﺐ ﺯﺩﻥ، ﺷﮑﻞ ﺣﺎﺩ ﺗﻔﮑﺮ ﻫﯿﭻ ﯾﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ” ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ” ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ “:ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺘﻢ “. ﮔﺎﻩ ﻫﻢ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﭼﺴﺐ “ﺍﺣﻤﻖ ” ﯾﺎ “ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ” ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ . ﺑﺮﭼﺴﺐ ﺯﺩﻥ ، ﻏﯿﺮﻣﻨﻄﻘﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﯾﺪ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ “ﺑﺎﺯﻧﺪﻩ ” ﻭ “ﺍﺣﻤﻖ ” ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .ﺍﯾﻦ ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻫﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ، ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ، ﺩﻟﺴﺮﺩﯼ ، ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻋﺰﺕ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﮔﺎﻩ ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ، ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻣﺘﮑﺒﺮ ﺑﻨﺎﻣﯿﺪ .ﺑﻌﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ، ﺑﺮ ﺳﺮ “ﺷﺨﺼﯿﺖ ” ﯾﺎ “ﺟﻮﻫﺮ ﻭ ﺫﺍﺕ ” ﺍﻭﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻠﯽ ﺑﺪ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .
۱۰-  ﺷﺨﺼﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﺳﺮﺯﻧﺶ :ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﯼ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ. ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﯽ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﭘﺴﺮﺵ ﺷﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺧﻮﺏ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ، ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ “:ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺪﯼ ﻫﺴﺘﻢ “. ﻭ ﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﻠﻞ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺩﺭﺱ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﺴﺖ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ . ﺷﺨﺼﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ،ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﺎﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﻭﯾﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺭﺍ ﻋﻠﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﻮﺩ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﺳﻬﻤﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ “. ﻋﻠﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺑﺪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻧﯿﺴﺖ “. ﺳﺮﺯﻧﺶ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺭﻧﺠﺶ ، ﺍﻏﻠﺐ ﻣﻮﺛﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

پلاسبو (Placebo) ، به معنی «من خوب خواهم شد» به استفاده از روش‌های درمانی صوری و تلقینی گفته می‌شود که می‌تواند با فریب مریض، اثر مثبتی در روند بهبودی وی داشته باشد. اثر درمانی که از به کار بستن چنین روش‌هایی حاصل می‌شود را نیز اثر پلاسبو می‌نامند.

از این روش در تحقیقات روانشناسی و علوم رفتاری بسیار استفاده شده است و می تواند در علوم پزشکی مورد استفاده ی گروهان شاهد قرار بگیرد.

رایج‌ترین روش‌ها برای ایجاد اثر پلاسبو استفاده از دارونما (چیزی ظاهراً شبیه به دارو بدون هیچ اثر واقعی) و جراحی‌های دروغین است. در روند استفاده از شبه داروها، یک قرص بدون اثر به بیمار داده می‌شود و به او گفته می‌شود که با خوردن این قرص حالش بهبود می‌یابد. البته مریض نباید بفهمد که این قرص، قرص بی اثر است و شما در حال اجرای یک روند شبه دارویی بر روی وی هستید. تجربیات پزشکان نشان داده‌است که این پدیده روانی تاثیر بسیار بالایی در بهبود بسیاری از بیماران داردو اثر تلقینی بالایی می تواند داشته باشد که نشان آز آن دارد که بسیاری از علائم بیماران در واقع فیزیکی نیست و در پی تلقینات روانی نشان داده می شود.

شرکت‌های داروسازی در مسیر ساخت دارو از این نوع دارونما به عنوان کنترل گروه شاهد استفاده می‌کنند.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

مقیاس اسمی

ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین مقیاس برای سنجش کیفیت‌ها است.دسته ها ی تقسیمی از لحاظ علامت کوچکتر و یا بزرگتر قابل مقایسه نیستند. به وسیله این مقیاس فقط بودن یا نبودن  یک صفت سنجیده می‌شود. در واقعه دی این مقیاس بزرگتر و کوچک تر معنا نارد و هیچ ترتیبی نمی توان قایل شد و برچسب های فقط جنبه ی برچسب دارند و نشان دهنده ی ارزش نیستند.

خصوصیات
  1. امکان تنظیم داده‌ها براساس اولویت وجود ندارد. به صورتی که افراد جامعه آماری صرفاً براساس دارا بودن یا دارا نبودن یک صفت طبقه‌بندی می‌شوند.
  2. هر یک از افراد جامعه آماری تنها به یکی از دو گروه تعلق داشته باشد و هیچ‌یک نمی‌تواند در هر دو گروه یا هیچ کدام از دو گروه قرار گیرد
  3. کل صفت باید در گروه‌ها قابل بررسی باشد نه بخشی از صفت مثلاً در جامعه آماری افراد یک شهر، ثروت را نمی‌توان با این روش ارزیابی کرد.

مقیاس ترتیبی

مقیاس‌های ترتیبی  اندکی پیشرفته‌تر از مقیاس‌های اسمی هستند. و می توان کوچکتر یا بزرگتر قضاوت عددی را در آن وارد کرد . مانند رتبه های کنکور سراسری

خصوصیات
  1. در این مقیاس در مورد افراد جامعه آماری علاوه بر دارا بودن یا دارا نبودن یک صفت کیفی، شدت و ضعف نسبی مانند کمتر یا بیشتر بودن صفت را نیز بررسی می‌کند.
  2. در این مقیاس اعداد منسوب به مقولات امکان تنظیم داده‌ها را با تعیین اولویت‌ها و ترتیب‌ها فراهم می‌کنند.
  3. اصل بر تمایز و غیر معادل بودن صفت‌ها و رده‌بندی براساس اولویت و ترتیب است (برخلاف مقیاس‌های اسمی که ویژگی اصلی آن‌ها هم‌ارزش بودن مقوله‌هاست)

مقیاس‌های فاصله‌ای

مقیاس فاصله‌ای ، مقیاسی با درجات مساوی است مانند دماسنج و اندازه های هوش افراد

خصوصیات
  1. امکان رده‌بندی افراد جامه آماری در دو جهت (از پایین به بالا و از بالا به پائین) وجود دارد
  2. به علت مساوی بودن درجات مقایسه داده‌ها امکان‌پذیر است
  3. در مقیاس فاصله‌ای علاوه بر دارا بودن یا دارا نبودن یک صفت و شدت و ضعف آن در افراد جامعه آماری، می‌توان میزان بیشتر یا کمتر بودن یک صفت را بین افراد سنجید.

مقیاس‌های نسبی

مقیاس‌های نسبی را می‌توان در واقع گونه‌ای از مقیاس‌های فاصله‌ای دانست. تنها تفاوت آن با مقیاس فاصله‌ای این است که مقیاس نسبی دارای نقطه صفر واقعی می­باشد. مبدأ سنجش، یک مبدأ واقعی یا به اصطلاح معمول «صفر مطلق» است؛ برای مثال در سنجش جمعیت یک روستا و یا سن و درآمد افراد، مبدأ سنجش صفر واقعی خواهد بود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : دوشنبه, ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

انحرافات جنسی عبارتند از خیالات، تمایلات یا رفتارهای ناراحت کننده و تکرار شونده جنسی.

این مسائل باید برای مدت طولانی ادامه داشته باشند و یا با روابط جنسی سالم یا عملکرد روزمره فرد تداخل پیدا بکنند و فرد خود از این موضوع رنج ببرد که بتوان از آنها به عنوان انحرافات جنسی نام برد. افرادی که دچار انحراف جنسی هستند، ممکن است متوجه باشند که کار درستی انجام نمیدهند اما غالبا فکر میکنند که از تغییر دادن این وضعیت عاجزند.

موارد اصلی انحرافات جنسی عبارتند از: چشم چرانی، عورت نمایی، بچه بازی، یادگارخواهی، دستمالی کردن. خودآزاری جنسی، دیگر آزاری جنسی.

چشم چرانی: افرادی که به این انحراف دچار هستند از تصور یا دیدن افراد برهنه، در حال درآوردن لباسشان و یا مشاهده رابطه جنسی افراد دیگر(حتی در فیلم) با هم لذت میبرند. این در اکثر مواقع در صورتی است که شخص و یا اشخاصی که نظاره میشوند از حضور شخص چشم چران مطلع نیستند.

برای اینکه بتوان تشخیص چشم چران را برای شخصی قائل شد این تخیلات ، تمایلات و یا رفتارها باید برای خود فرد بسیار ناگوار باشند و یا در زندگی روزمره اش اختلال ایجاد کنند. این انحراف ممکن است ریشه در تجربیات فرد در دوران کودکی داشته باشد و روانکاوی میتواند در شناخت این ریشه ها به فرد کمک کند.

عورت نمایی: در این انحراف فرد اندام و یا اندام های جنسی اش را به فرد یا افراد غریبه نشان داده و از این موضوع لذت جنسی می برد. همانند مورد بالا تاکید می شود که برای تشخیص قطعی این اختلال فرد باید از رفتار خود احساس خوبی نداشته باشد یا در زندگی روزمره اش اختلال ایجاد شده باشد. روانکاری برای این افراد مفید خواهد بود. این کار به شناسایی ریشه واقعی مشکل کمک خواهد کرد. گاهی نیز درمانهای دارویی برای این اشخاص تجویز میشود.

یادگارخواهی یا فیتیش پرستی : در این انحراف فرد از یک شی غیر زنده ( مانند کفش پاشنه بلند خانم ها یا جوراب زنانه و غیره) لذت جنسی میبرد. بطور معمول فرد برای برانگیخته شدن جنسی به این شی نیاز دارد و بدون آن برانگیخته نمیشود.  این مسئله در صورتی انحراف تلقی می شود که فرد باطنا از این مسئله ناراحت باشد و یا این کار وی در زندگی روزمره اش یا روی شریک جنسی  اش اثر منفی داشته باشد. برای این امر روان درمانی با هدف شناسایی علت اولیه این انحراف صورت می گیرد و معمولادرصد زیادی از افراد به درمان جواب میدهند.

دستمالی کردن یا فروتوریسم: این انحراف عبارت است ازلذت بردن از تماس یا مالیدن دست یا بدن خود به بدن فرد دیگربدون آنکه آن فرد رضایت داشته باشد. معمولا این کار در مکان های شلوغ مانند اتوبوس یا مترو اتفاق میافتد. این افراد غالبا درک درستی از حدود اجتماعی خود و دیگران ندارند بنابراین ممکن است این عمل خود را به عنوان یک انحراف جنسی تلقی نکنند. درمان معمول برای این افراد روان درمانی می باشد و پاسخ به درمان در اکثر مواقع موفق است.

بچه بازی: این اختلال عبارت است از تخیلات، تمایلات یا رفتارهای جنسی که با یک کودک نابالغ (بطور معمول زیر ۱۳ سال) انجام می شود.  در صورتی که این تخیلات، تمایلات و رفتارهای جنسی به کرات و برای مدت زمانی معینی تکرار شود، فرد به انحراف بچه بازی دچار است. طبق تعریف این فرد باید خود بالغ بوده و حداقل پنج سال ازکودک مورد آزار بزرگ ترباشد.

برای درمان باید این افراد را مدتها تحت روان درمانی قرار داد تا ریشه های عمیق این مسئله را که شامل نگرششان نسبت به جنسیت، احساسشان نسبت به خودشان و اغلب تجربه آزار جنسی و یا جسمی در دوران کودکی میشود، شناسایی کرده و تحت کنترل درآورد.

درمان دارویی قطعی برای این مسئله وجود ندارد اما بعضا از داروهای کاهنده تستوسترون استفاده می شود. پیش آگهی (سیر بیماری و پاسخ به درمان) این انحراف متغییر است و در کسانی که این انحراف را قبول دارند و باور بهتری نسبت به مشکلات دوران کودکی خود دارند، بهتر است.  کسانی که علاوه بر انحراف بچه بازی دچار شخصیت ضد اجتماعی هستند، به درمان معمولا پاسخ مثبتی نمیدهند.

خودآزاری جنسی (مازوخیسم): خودآزاری جنسی عبارت است از لذت بردن جنسی فرد از تحقیر شدن، کتک خوردن، بسته شدن یا هر نوع زجر کشیدن. لذت بردن جنسی از تنها تصور کردن موارد ذکر شده نیز خودآزاری جنسی به حساب میآید.  در برخی موارد تجارب این چنینی ممکن است برای فرد خطر مرگ به  همراه داشته باشد. این انحراف ریشه در دوران کودکی یا نوجوانی دارد و درمان آن معمولا از طریق روان درمانی است.

دیگر آزاری جنسی (سادیسم جنسی): در این انحراف فرد از تحقیر کردن و یا آزار دادن فرد دیگر لذت جنسی میبرد. حتی تصور کردن این مسائل میتواند برای او لذت جنسی داشته باشد. در اکثر موارد ریشه سادیسم جنسی در تجربیات دردناک دوران کودکی (مانند تجاوز، و یا آزار جنسی) است . روان درمانی می تواند برای این افراد مفید باشد.

ممکن است پس از خواندن این متن به فکر افتاده باشید که شاید شما هم به یکی از این انحرافات جنسی دچار هستید. باید تاکید کنم که اگرپس از دانستن تعریف هریک از این اختلالات نگران فکار و یا اعمالی که انجام می دهید هستید، ممکن است به درجاتی از انحراف جنسی دچار باشید. اما اگر این تخیلات، تمایلات و رفتارها در حدی نیستند که شما را نگران کنند، در زندگی روزمره تان اختلال ایجاد کنند یا برای افراد دیگر خطرناک یا آزار دهنده باشند، تشخیص انحراف جنسی قطعی نیست.

اما در نهایت این احساس شماست . چنانچه فکر میکنید دوست دارید بیشتر در مورد اینکه چرا اینگونه فکر و یا عمل میکنید بدانید. مشاوره با روان درمانگران و روانکاوان خبره می تواند کمک کننده باشد.


رشد جنسی در پسران :


نزدیک به دوره بلوغ و اوائل این دوره در زمینه جنسی تغییرات عمده ای که اغلب باعث ناراحتی می شود در پسرها بوجود می آید. اعضاء جنسی بطور سریع رشد می کند و فرد به اشکال مختلف می تواند تمایلات جنسی خود را در شرایط تحریک کننده کنترل کند. چون تمایلات جنسی در افراد شدید است، عدم ارضاء این تمایل سبب ناراحتی فرد می شود. در پاره ای از اجتماعات افراد بالغ به جلق زدن مبادرت می کنند. رشد افراد در دوره بلوغ و بروز حالات مردانگی در آن ها توجه ایشان را به خود جلب می کند. رشد جنسی سبب تغییر احساس ها و تمایلات فرد می شود.

رشد جنسی در دختران:


علامت رشد جنسی در دختران شروع اولین عادت ماهانگی است. رشد جنسی در دخترها با رشد قد، وزن و رشد استخوان ها ارتباط دارد. دخترهایی که وزن آن ها بیشتر، قد آن ها بلندتر و رشد استخوان ها زیاد باشد رشد جنسی در آنها زودتر ظاهر می گردد.  ناراحتی شدید و غیرعادی در دوران پریودی می تواند معلول عوامل روانی باشد. این عوامل در قسمت ناآگاه ذهنی قرار دارند و فرد را دچار اضطراب و پریشانی می کنند. در موقع عادت ماهانه دختر ممکن است در اثر این احساس دچار ناراحتی شدید و غیرعادی شود. گاهی احساس حقارت در دختر ها سبب می شود که آن ها مونث بودن خود را مورد انکار قرار دهند.
در دوره ی بلوغ افراد متوجه روابط اجتماعی و آثار آن هستند و میل دارند موافق ذوق و تمایلات گروه رفتار نمایند و از این راه حیثیت اجتماعی خود راحفظ کنند. روابط افراد بالغ با هم عادی و نسبتاً معقول است، در صورتیکه اواخر دوره بچگی افراد بیشتر به منظور ایجاد حوادث هیجان انگیز با یکدیگر ارتباط پیدا می کند.

فیزیولوژی و روان شناسی مرحله جنسی:


ایجاد میل جنسی همانند گرسنگی، تشنگی یکی از خواسته های بیولوژیک بدن است. نیاز به غذا این احساس را در بدن به حرکت در می آورد، اگر این مراکز فعال نباشد، یعنی در آن ها به علت اشباع بودن یا تعارض یا دار و بازداری انجام گیرد بی اشتهایی حاصل می شود. مراکز جنسی مردان و زنان بر اثر محرک جنسی خاص تحریک می شوند. هنگامی که چنین تحریکات نورونی رخ می دهد. به فرد احساس جنسی که همان میل یا اشتهای جنسی است، دست می دهد. اگر از فعالیت مراکز جنسی در سلسله اعصاب به دلیل جسمی و روانی بازداری شود، میل جنسی فعالی نخواهیم داشت. در این صورت اشتهای جنسی خود را از دست می دهیم و بی اشتهایی جنسی دچار می شویم.

میل جنسی نه تنها ممکن است به علت عوامل جسمانی بازداری یا تحریک شوند بلکه عوامل روانی مانند ترس، خشم، افسردگی، تعارضات روانی، استرس و بعضی از بیماریها و داروها نیز مدارهای جنسی تاثیر می گذارند.
انحرافات جنسی را می توان از جهتی به سرکوبی شدید و غیرعادی میل جنسی دانست. بیماران مبتلا به انحرافات جنسی از ابزار تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد. بدین جهت میل جنسی آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود.

عوامل روانی بوجود آورنده انحرافات جنسی:


مهمترین آن ها عبارتند از محرومیت از روابط جنسی طبیعی، انزوای کودکی، وقایع خاص که سبب یادگیری انحرافات در کودکی و نوجوانی می شود، اضطراب اخته شدن، تثبیت یا بازگشت به دوران کودکی، جهالت در امور جنسی، همانند سازی جنسی، بازداری کلی شخصیت، ترس از مسئولیت و بالاخره ترس از جنس مخالف .
محرومیت از روابطه جنسی طبیعی: تحت شرایط محروم کننده شدید که در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسی طبیعی ندارند، انحرافات جنسی افزایش می یابد.
انزوای کودکی: کودکانی که در دوران طفولیت و کودکی مدت طولانی از دیگران جدا بوده اند در روند تکامل روانی- جنسی خود اختلال پیدا کرده اند. انحرافات مربوط به انزوای کودکی شامل بچه بازی و همجنس گرایی و زنا می باشد که در واقع جبرانی است برای محرومیت های عاطفی دوران کودکی همجنس گرایی: اغلب هنگامی شروع می شود که در دوران کودکی به فرد تجاوز شود و یا فرد بدآموزیهایی داشته باشد.
شی ء پرستی (جایگزین کردن شی ء بجای دستگاه جنسی طرف مقابل): ممکن است به علت شرطی شدن هیجان جنسی با شیء در دوران کودکی یا نوجوانی به وقوع بپیوندد. مثلا در یک زمان یک شی ء را ببیند و توام با آن خاطره ای که باعث تحریک می شود، بعد از آن با دیدن آن شی ء خاص باعث تحریک او می شود.
ضربه زدن به نشیمنگاه کودک دردی توام با لذت در او ایجاد می کند و در نتیجه در بعضی از کودکان ممکن است سبب بیماری ماسوخیسم (خودآزاری) گردد.

روانکاوان معتقدند: ترس از جنس مخالف، استمناء، شی پرستی جنسی و همجنس گرایی ممکن است به دلیل ترسی باشد که فرد در دوران کودکی، در رابطه با مسائل جنسی و در رابطه با جنس مخالف بخصوص با مادر و محارم پیدا می کند. طبق این نظریه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود که از آن کمتر می ترسد و بیشتر با آن آشناست رابطه می گیرد.

نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.
این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود. ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد.

عواملی که سبب عدم موفقیت می شوند:


۱- نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.
۲- فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن به او فشار می آورد : مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدید اً با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.
۳- فقدان الگوی صحیح مرد یا زن در خانواده : معمولا این الگو شامل پدر و مادر می باشد، که آن ها همانند سازی جنسی کودک را شکل می دهند. اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود.
۴- یکی از علل انحرافات جنسی : جهالت و عدم دانش صحیح در رابطه با مسائل جنسی است، تعداد زیادی از منحرفین جنسی از کسانی بودند که فهم روشن و درستی ازمسائل جنسی نداشته و نیز در دوران کودکی از فهمیدن موضوعات به سختی بازداری، ترسانده و منع می شدند.
۵- ترس را از عوامل دیگر انحراف جنسی می توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئولیت است، کسانی که شخصیت آن ها برای قبول مسئولیت ها و مسائل مربوط به آن رشد کافی نکرده است.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : جمعه, ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

نا کارآمدی جنسی به (sexsual dysfunction) را می‌توان به مشکلاتی که در یک یا چند مرحله از مراحل آمیزش جنسی بروز می‌کند و سبب کاهش لذت جنسی یا عدم دست‌یابی به اوج لذت جنسی می‌شوند تعریف کرد.

چرخه پاسخ جنسی انسان فرایندی فیزیولوژیکی دارد که مراحل برانگیختگی، تهییج، اوج لذت جنسی، و فرونشینی را شامل می‌شود. ناکارآمدی‌های جنسی مشکلاتی هستند که در این چرخه رخ می‌دهند. بروز مشکلات اتفاقی یا دوره‌ای در کارکرد جنسی امری متداول است.ناکارآمدی جنسی را می‌توان در کل به عنوان نقصی مستمر در تمایل یا پاسخ جنسی تعریف کرد که باعث بروز مشکلات بین فردی یا ناراحتی شخصی می‌شود. گاه این ناکارآمدی‌ها مستقل از سایر اختلالات روانشناختی یا بیماری‌های جسمانی و گاه ناشی از عوامل عضوی باشد، در مورد آن تشخیص ناکارآمدی‌های جنسی داده نمی‌شود. تجارب و نگرش‌های بر آمده از عواملی همچون شیوهٔ تربیت، عوامل شخصیتی، عدم آگاهی، یا مورد سوء استفاده جنسی واقع شدن در سنین پائین فرد را مستعد ابتلا به ناکارآمدی جنسی می‌کنند. از جمله دیگر علل پیشایند این پدیده می‌توان به تعارض با همسر، بی‌وفائی، تغییرات زیستی مربوط به سن، افسردگی، و یا ناتوانی اتفاقی به واسطه خستگی مفرط، فشار روانی، اضطراب، یا مصرف الکل اشاره کرد. ناکارآمدی ممکن است به واسطهٔ انتظار کشیدن ناتوانی، واکنش همسر، ارتباط کلامی ضعیف، و محدودیت مهارت‌های جنسی تداوم یابد. به دلیل وسعت عواملی که در ناکارآمدی‌های جنسی نقش دارند، متخصصان بالینی باید بسیاری از ابعاد فعالیت جنسی را به دقت مورد بررسی و کنکاش قرار دهند.

انواع ناکارآمدی جنسی

  1. اختلالات میل جنسی:عدم خیال پردازی جنسی یا میل به رابطه جنسی به طور مستمر یا عود کننده؛ که با ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی همراه است.
  2. اختلالات برانگیختگی جنسی. اجتناب و پرهیز مفرط از نزدیکی با شریک جنسی به طور مستمر یا عود کننده؛ کننده؛ که با ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی همراه است.
  3. اختلالات اوج لذت جنسی. در زنان، تاخیر در رسیدن یا عدم رسیدن به اوج لذت جنسی به دنبال تهییج جنسی به طور مستمر یا عود کننده. در مردان،(الف)انزال سریع یا زود رس، (ب)مشکل مرد در رسیدن به اوج لذت جنسی یا تاخیر در رسیدن به آن. این اختلالات باعث بروز ناراحتی و مشکلات بین فردی قابل توجهی می‌شوند.

اطلاعات مورد نیاز برای تشخیص و درمان ناکارآمدی جنسی

  1. ماهیت ناکارآمدی (مثلاً، عدم تمایل به رابطه جنسی، ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی).
  2. مشکل جنسی چه موقع برای اولین بار بروز کرده‌است(چه مدت قبل؟در چه موقعیتی؟).
  3. هرچند وقت یک بار فرد با این مشکل مواجه می‌شود(با هر شریک جنسی؟ مکرراً یا گهگاه؟).
  4. سیر ناکارآمدی (شروع آن حاد بوده یا تدریجی؟).
  5. از نظر بیمار، علت مشکل چیست؟ (مثلاً ممکن است مشکل صرفاً ناشی از این باشد که سن من بالا رفته‌است).
  6. بیمار و شریک جنسی‌اش برای اصلاح ناکارآمدی چه اقداماتی انجام داده‌اند و اقدامات آنها چه نتایجی داشته‌است.
  7. منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : سه شنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

این مطلب حاوی نکات کاربردی بسیاری می تواند باشد که از نظر علمی ثابت شده می باشد.

روانشناسان  اجتماعی برای اشاره به درجهٔ احساس‌های مثبت یا منفی نسبت به دیگران، اصطلاح جاذبهٔ بین فردی را به کار می‌برند. جاذبه انواع تجربه‌های اجتماعی مانند دوست داشتن ، صمیمیت، شهوت، وعشق  را تبیین می‌کند.

عوامل اصلی در جاذبه

روان شناسان اجتماعی دریافته اند که سه عامل مهم در جاذبهٔ بین فردی وجود دارد که عبارت اند از: جذابیت جسمانی، مجاورت و مشابهت. در حالی که جذابیت جسمانی و مجاورت در مراحل آغازین رابطه، تعیین کننده تر هستند، مشابهت تنها عامل بسیار مهم در حفظ یک رابطهٔ دراز مدت است. بنابراین نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که برای حفظ یک رابطه در پی مشابهت ها باشیم.

جذابیت جسمانی

پژوهش‌ها همواره نشان داده است که جذابیت جسمانی (اندازهٔ اندام، قیافه، ویژگی‌های چهره و طرز لباس پوشیدن) یکی از مهمترین عواملی است که در ابتدا ما را به دیگران علاقه‌مند می‌کند و باعث می‌شود که آنها را دوست بداریم. در دورهٔ کودکستان، کودکان زیبا نزد همکلاسی هایشان محبوب ترند و معمولاً معلم‌ها تصور می‌کنند که آن‌ها از هوش بیشتر و سازگاری بهتری برخوردارند. هنگامی که این افراد زیبا به دوران بزرگسالی می‌رسند، هم توسط مردان و هم توسط زنان، موقر تر، جالب تر، اجتماعی تر، مستقل تر، با هوش تر و از نظر جنسی پر شور تر پنداشته می‌شوند. با وجود این، پژوهش همچنین نشان می‌دهد که جذابیت جسمانی هنگامی که رابطه از مراحل اولیه اش می گذرد، اهمیت خود را از دست می‌دهد.

مجاورت

جذابیت همچنین بستگی دارد به این که مردم در زمان و مکان یکسانی باشند، یعنی مجاورت و یا از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند که این عامل مهم دیگری در جذابیت است. هر چقدر با فردی، نزدیک تر زندگی یا کار کنید، به احتمال بیشتری آن فرد را دوست خواهید داشت. مطالعه‌ای دربارهٔ دوستی در خوابگاه‌های دانشجویی معلوم ساخت شخصی که در اتاق پهلویی زندگی می‌کند، از شخصی که دو اتاق دور تر زندگی می‌کند، بیشتر مورد علاقه قرار می‌گیرد. ظاهراً مواجههٔ مکرر با همهٔ انواع محرک ها، در مجموع علاقه را بیش تر می‌کند. بدون شک مشاهده کرده‌اید که به تدریج تغییرات تکان دهنده در مُد و آرایش مو را می پذیرید و در نهایت از آن‌ها خوش تان می‌آید. پژوهش‌ها همچنین نشان داده است که علاقه به رییس جمهورها و ستاره‌های سینما، قویاً با تعداد دفعات حضور آن‌ها در رسانه های گروهی همبستگی دارد.

مشابهت

مهم‌ترین عامل پیوند دهندهٔ روابط دراز مدت، خواه علاقه باشد یا عشق، مشابهت است. ما ترجیح می دهیم در کنار افرادی باشیم که خیلی به ما شباهت دارند – آن هایی که سابقهٔ قومی و محلی، طبقه ی اجتماعی، علا یق و نگرش‌ها با ما سهیم هستند.

بنابراین نمی توان برای همه جذاب بود و ممکن است در عین حال ما برای کسی جذاب باشیو و در عین حال برای افراد دیگری غیر جذاب. پس این ولقعیت را باید پذیرفت.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : شنبه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

بر اساس شواهد علم اعصاب درهنگامی که فرد عشق خود را بروز می‌دهد، تعدادی عنصر شیمیایی در مغز فرد فعال می‌شوند. این مواد شیمیایی عبارتند از: تستسترون، استروژن، دوپامین، نوراپی نفرین، سروتونین، اکسی توسین و وازوپرسین. درهنگام برقراری رابطه جنسی یا احساسات شهوانی میزان تستسترون و اوستروژن در مغز افزایش پیدا می‌کند. معمولاً دوپامین، نورفینفرین و سروتونین در مرحله جذب نظر فرد مقابل حضور پررنگ تری دارند. به نظر می‌رسد اوکسی توسین و وازوپرسین به روابط پردوام و قوی ارتباط دارند. در دسامبر ۲۰۰۵، دانشمندان ایتالیایی در دانشگاه پاویا متوجه شدند که وقتی فرد برای اولین بار عاشق می‌شود، میزان مولکولی که به عنوان NGF عامل رشد عصب شناخته می‌شود افزایش می‌یابد اما پس از یکسال ارتباط بین طرفین مقدار این مولکول به حالت اول بر می‌گردد. «سطح NGF در افرادی که عاشق بودند بسیار بیشتر بود (P<۰٫۰۰۱) [ به طور متوسط ۲۲۷(۱۴)Pg/ml ] و این مقدار در مورد افرادی که رابطه دراز مدتی را تجربه کرده‌اند و افرادی که هیچ ارتباط عاشقانه‌ای نداشته‌اند به ترتیب برابر [۱۴۹(۱۲)pg/ml], [۱۲۳(۱۰)pg/ml] بود. همچنین میان میزان NGF و شدت رابطه عاشقانه همبستگی معنی داری وجود داشت (r=۰٫۳۴ ,p=۰٫۰۰۷). درغلظت بقیه NTها هیچ تفاوتی مشاهده نشد. در ۳۹ مورد که فرد بعد از ۱۲ تا ۲۴ ماه هنوز رابطه عاشقانه را حفظ کرده بود اما به عقیده خودشان وضعیت روانی شان نسبت به زمان آشنایی تفاوت کرده بود سطح NGF کاهش یافته بود و تقریباً برابر سطح NGF گروه کنترل بود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : چهارشنبه, ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

این مجموعه شامل فایل های صوتی شناخت و  درمان اختلالات جنسی می باشد. که در یک بسته ی شامل ۶ فایل با فرمت amr ارائه شده است.

قیمت این بسته ۵هزار تومان می باشد ، برای خرید بر روی کلید خرید در زیر کلیک کرده و پس از وارد کردن نام و ایمیل ( لطفا ایمیل معتبری را وارد کنید، زیرا لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود) به درگاه پرداخت متصل می شوید و پس از پرداخت موفق لینک دانلود نمایش داده می شود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

این بسته ی کاملا کاربردی شامل فایل های صوتی سخنرانی اساتید برجسته در رابطه با تشخیص و درمان انواع اختلالات شخصیت می باشد. این بسته بصورت طبقه بندی شده شامل ۱۴ فایل MP3 در یک بسته می باشد و شما عزیزان می توانید از آن بهرمند شوید.

قیمت این بسته ۱۰ هزار تومان می باشد ، برای خرید بر روی کلید خرید در زیر کلیک کرده و پس از وارد کردن نام و ایمیل ( لطفا ایمیل معتبری را وارد کنید، زیرا لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود) به درگاه پرداخت متصل می شوید و پس از پرداخت موفق لینک دانلود نمایش داده می شود.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱ فروردین ۱۳۹۸ | بدون دیدگاه
نوشته شده توسط : mohammad123

زیگلمن شیوه های فرزند پروری را با توجه به دو بعد صمیمت و کنترل به ۴ سبک تقسیم می کند. و از این نظر والدین را به ۴ دسته تقسیم بندی می کند.

۱– کنترل زیاد و محبت کم : که نتیجه ی آن  پدر و مادرهای مستبد هستند .

برخی از والدین معتقدند که سخت گیری نسبت به فرزندان بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است.
هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت گیری بیش از حد روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن نامطلوب است. دراین حالت فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می دهندو در همه ی تصمیم گیری ها اضطراب سراسر وجودشان را پر می کند و در تصمیم گیریهای مناسب در زندگیشان ناکام می مانند زیرا همیشه این پدر و مادرها بوده اند که تصمیمات لازم را برای آنها گرفته اند. این کودکان استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم گیری باشند دچار اضطراب می گردند. آنها تمایل پیدا می کنند که در تمام فعالیتها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را برعهده بگیرند و افرادی وابسته و از نظر شخصیتی نیز وابسته خواهند بود.

۲- کنترل کم و محبت کم : طرد کننده و غفلت گرایانه که نتیجه ی آن والدین غافل هستند.

کودک نمی تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچگونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و بی ثمر می شود. کودکان بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی، رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد، فرزندان نیاز به محبت دارند هنگامی که فرزند احساس خطر می کند آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد و همچنان که کودک بزرگتر می شود کلمات اطمینان بخش مادر جای آغوش او را می گیرد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی عاطفی باشند نمی توانند در آینده شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند.

۳ـ کنترل زیاد و محبت زیاد :  که نتیجه ی آن پدر و مادرهای مقتدر یا مدبر هستند.

این شیوه که بهترین شیوه ی فزند پروری می باشد . همرا با محبت زیاد است و اگر کودک قرار است کاری را انجام نهد والدین او علت کار را به او می گویند. بر خلاف سبک مستبداه که امرو نهی بدون گفتن علت است در تین سبک والدین برای هر کاری که از کودک می خواهند علت آن را نیز بیان می کنند. بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد .والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو، و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر تفاوت قائل شوند. این والدین این فرق را بین کودک و اعمالش قائل می شوند یعنی به خاطر رفتارهای پسندیده اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. پس نتیجه می گیریم سبک تربیتی والدین یک عامل مهم پیش بینی کننده سوء رفتار با کودکان و همچنین عامل اساسی در اختلال و تداوم کودک آزاری از نسلی به نسل دیگر است.

۴- کنترل کم و محبت زیاد : که منجر به سبک والد گری سهل گیرانه می شود.

این نوع دیگری از فرزند پروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش از اندازه، بدون اعمال کنترل های لازم را ابراز می دارند. این گونه پدر و مادرها، تحت تأثیر این برداشت نادرست که”روانشناسان با تنبیه مخالفند” حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه گردد از این کار سرباز می زنند و یا با او مخالفت نمی کنند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین آنچه درست و نادرست است تفاوت قائل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزشهای فرهنگی فرا گرفته می شود. اشتباه پدر و مادرها این است که از یک طرف در تنبیه کردن، رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می دهند. کودک در یک موقعیت برای کاری که کرده است توبیخ و در زمان دیگر همان کار نادیده گرفته می شود و یا حتی مورد تشویق قرار می گیرد این کار کودک را گیج می کند. روش درست و صحیح پذیرش فرزند و محبت به او و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی از کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القاء می کند که والدین دوستش دارند اما برخی از رفتارها و اعمال او را تأیید نمی کنند.

در پایان نکاتی را برای فرزند پروری شما فهرست می کنیم که عبارتند از :

– علاقه مندانه موضوع و مشکلاتش را دنبال کنید.

– اگر شما مشکلات کودکتان را کوچک و بی ارزش بشمارید قطعاً از گفتن مشکلاتش امتناع می کند یا به بد خلقی و لجبازی مبادرت می ورزد.

– در برخورد و ارتباط گفتاری با او سعی کنید مشتاقانه به او نگاه کنید و هر چند لحظه از کلمات ( حق با توست ـ راست می گویی ) استفاده کنید.

–  از او بخواهید که عقاید خود را راجع به مشکل پیش آمده بیان کند و آن را از ابعاد مختلف برایتان توضیح دهد.

– صبور باشید و بدانیدکه او یک کودک است و نمی تواند مثل شما سریع ازکلمات لازم استفاده کند.

– کودکان با رفتارهایشان پیامهایی به ما می دهند مثل درهم کردن انگشتان هنگام صحبت کردن ، ناخن جویدن موقع نگرانی ، اخم کردن ، مشت کردن انگشتان هنگام عصبانیت ، یا ژستهای کودکانه. آنان هرچند با ما به روشنی سخن نمی گویند ولی با حرکات خود به صورت غیرکلامی با ما حرف می زنند.

– از سوالهای بسته و امری بپرهیزید.

–  او را با تمام وجود درک کنید.

– از چیزهایی که کودک شاکی است و احساس نارضایتی می کند و بالعکس چیزهایی که کودک را شاد می سازد و احساس خرسندی را در وی به وجود می آورد جدی بگیرید.

–  گفتگو را در زمان مناسب انجام دهید.

– به سادگی و با زبان خودش سخن بگویید و از کلمات سخت و غیرقابل فهم کودک امتناع کنید.

منبع: سایت روانشناسی یاس



:: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
تاریخ انتشار : شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۷ | بدون دیدگاه
     
 
   
برای ویرایش این متن فایل about.php ویرایش کنید.